کوچه

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
کوچه ها همیشه با خاطرات کودکی و جوانی ما پیوندی نا گسستنی داشته اند و چه زیبا قلم زده است فریدون مشیری شاعر توانای معاصر ما یک کوچه و یک خاطره را

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
کوچه ها همیشه با خاطرات کودکی و جوانی ما پیوندی نا گسستنی داشته اند و چه زیبا قلم زده است فریدون مشیری شاعر توانای معاصر ما یک کوچه و یک خاطره را

جشن اسپندگان یا اسفندگان یا سپندارمذگان یکی از جشنهای ایرانی است که امروز ایرانیان آنرا در ۲۹ بهمن تقویم رسمی ایران (۵ اسفند تقویم ایرانی کهن) برگزار میکنند. در این روز مردان به همسران خودهدیه میدادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی مینشاندند و از آنها اطاعت میکردند و به آنان هدیه میدادند.این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدتها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار میشد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد میگردید. این جشن هیچ ارتباطی به والنتاین ندارد.

آموزش پایتون نیز یکی از ارائه های دوست داشتنی من در درس طراحی و پیاده سازی زبانهای برنامه سازی بود. اسلاید ، نرم افزار ، پی دی اف ، آموزش و تاریخپه رو براتون قرار دادم. امیدوارم مفید باشه.

بعد از مدتها گفتم یه کار علمی انجام بدم. آموزش لیسپ یکی از ارائه های دوست داشتنی من بود. اسلاید ، نرم افزار ، پی دی اف ، آموزش و تاریخپه رو براتون قرار دادم. امیدوارم مفید باشه.

با تشکر از کلیه مسئولان مهد کودک و پیش دبستانی بابت بهداشت محیط !!!
اولین آهنگی بود که حفظ کردم… خیلی سال پیش… دوره دبستان… من ماهی بودم… ممنونم ماهی گیر.
…
این همه اون دستاتو
بالا و پایین نکن
لبه بچه ماهی رو با قلاب خونین نکن . ماهیگیر. ماهیگیر.
اشک این بچه ماهی
توی آبها نا پیداست
فریاد اون توی آب
یه فریاد بی صداست
بذار تا بچه گی روبذار اون پشت سر
یتونه عاشق بشه وقتی بشه بزرگتر. ماهیگر .ماهیگیر.
بیبین بازی کردنش پر از شوق موندنه
زندگی روخواستنو مرگ رو از خود روندن
خونه اون رودخونست
دریا براش یه رویاست
بزرگترین آرزوش رسیدن به دریا ست
تابیدن آفتابو رو پولکهاش دوست داره
دنیا براش قشنگه وقتی بارون می باره
ماهیگیر. ماهیگیر.

( شبی در معراج {قسمت سوم} _ لینک قسمت دوم )
یه دفعه فهمیدم چه گندی زدم، سرمو از شرم زمینی بودن و افکار داخلم پایین انداختم و دوباره توی راهرو به راه افتادیم…
توی راه از کنار اتاقهای زیادی رو شدیم و جالب این بود که با اینکه این همه مسیر رو پیموده بودیم اصلا احساس خستگی نداشتم. نور محیط هم فرق داشت اصلا یه جورایی همه چیز استاندارد بود قیافه ها، لکه های پیشانی، سفیدی مو، لباسها و … ، جالب این بود که بر خلاف تصور ما همشون سفید تن نکرده بودن. خیلی از فرشته ها آبی و سبز تن کرده بودن و تازه خیلی هم تمیز بودند و اصلا مثل فیلمهای رسانه ملی کشورم ریشو و الکی مهربون نبودند، اونها خود فرشته بودند بدون اینکه نیاز باشه زورکی خودشونو جور دیگه نشون بدن. چقدر خوب میشد اگه توی زمین هم میشد مردم از ترس خدا راست بگن، چقدر خوب میشد که مردم دروغ نگن، حتی اونجا توی عالم والا نمودار هم نبود، همه فرشته ها حس خوب داشتن و نیاز به خوشه بندی یارانه ها توسط عزرائیل نبود، فرشته ها نیاز نداشتن لباس خاصی به تن کنند تا برتر باشند، حتی فرشته سیاه پوست هم داشتیم ، باور کنید کاکا سیاه نبودند با اینکه خودم دیدم یکی از اونها حتی مسئول یه بخش بزرگ توی مدیریت عالم ملکوت بود. باور نمیکردم که چطوری میشه فرشته سیاه باشه آخه مگه میشه سیاه ها فرشته باشند؟ مگه میشه بجز ماها خدا سیاه بازی کنه، نمیدونید وقتی اونجا قدم میزدیم هر لحظه بیشتر از آدمیت شرمم میومد.
خدایییش حضرت محمد پیامبرم توی اون دوران چه حالی میکردن با این جبرئیل حرف میزدن. در ضمن تا یادم نرفته بگم صداش توی فیلم محمد رسول ا… خیلی کلف تر از واقعیش بود و اصلا هم صداش نمیلرزید.
در راه رسیدن به مرکز عالم و خوش گزرونی توی مسیر، جبرییل که انگار نه انگار، راه خودشو می رفت، اینهمه حوری و فرشته از کنارمون رد شد به هیچ کدومشو چپ نگاه نکرد، حتی وقتی به یکیشون رسید به گرمی سلام علیک کرد. وقتی راه افتاد بازم فکر منو خوند و گفت: میلاد جان، میشه سریع پرونده سازی نکی؟!!! چی نصیب شماها میشه وقتی توی کسری از ثانیه حرف در میارید واسه مردم. این فرشته که رد شد همکارم بود. از نظر شما که ایراد نداره اختلاط در روابط فرشتگان بهشتی؟ منم طبق تفکرات القایی گفتم: مادامی که مفسده ای به همراه نداشته باشد بلا مانع است. بعدش هم دو تایی خندیدیم.
من اونجا فمنیست و احترام به زن رو دیدم، نه الکی دم از فمنیستی میزدند که زن رو بشونن جای خدا و نه اینکه ۴ تا رسمی و در حد تقاطع دو خط موازی متعه. به قول خود خدا، ” خط وسط” حرکت میکردند. البته زنها هم سوء استفاده نمیکردند و حواسشون بود که فرشته زن هم مثل انسان زن دیش نصف مرد هم نوعشه !!! شاید به خاطر این باشه که فرشتگان مرد ۶ میلیون سال سجده هاشون بیشتر طول میکشه و نون آور خونه اند ، به حر حال به ما چه که ؟! (نیاید نظر فمنیستی بدید ها)
به جبرئیل گفتم قربونت برم ما که خسته نشدیم ولی مراما یه خیابون پاستور تا سعد آباد پیاده اومدیم ها. خنده معنی داری کرد و گفت: این که فاصلش کمه. دیدم اوضاع داره خطری میشه بحث رو عوض کردم و کشوندم توی همون مسائل عالم والا. این جبرائیل رو اگه یه دفعه بهش نوشابه تعارف کنند اونوقت میفهمه که “میان ماه اون تا ماه سرگردون تفاوت از زمین تا زیر زمین است”.
سرتو درد نیارم بالاخره رسیدیم به یه در چوبی، بشکن زدم واسه خودم که بالاخره فرقت یار آخر شد، به جبرائیل گفتم خونه خداست دیگه؟ گفت: نه بابا اینجا تازه اول برزخه!!! گفتم چی برزخ … بابا بی خیال برزخ چیه؟ اینا مال فیلمای ماه رمضونه… اگه خدا وقت نداره بگو برگردیم زمین. جبرییل هم بدون اینکه حرفهای منو شنیده باشه یه چیزایی شبیه هد ست و عینک به من داد گفت بیا اینها رو بزن به صورتت… گفتم چشم و گوش و دهان برزخی همینه؟ گفت خوب بلدیا؟ گفتم بعله… چی فکر کردی، میخوای بگم آخرش چی میشه. جبرئیل که دید من زبونم درازه گفت نه نمی خواد بگی، تا عید فطر ضبر میکنم… دمش گرم عجب زبونی داشت، من یکی رو که پیچونده بود به هم… توی همین کل کل ها بودیم که یه دفعه یه صدای آژیر اومد . در باز شد…

اگه تابلو “خود داری کنید” ننویسن ملت بی خیال میشن
ولی خودشون حس فضولی رو تحریک میکنن.
آخرین نظرات