خانه > روزنوشت ها > گور بابای ولنتاین! من سپندارمذگان دارم.

گور بابای ولنتاین! من سپندارمذگان دارم.

جشن اسپندگان یا اسفندگان یا سپندارمذگان یکی از جشن‌های ایرانی است که امروز ایرانیان آنرا در ۲۹ بهمن تقویم رسمی ایران (۵ اسفند تقویم ایرانی کهن) برگزار می‌کنند. در این روز مردان به همسران خودهدیه می‌دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند.این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید. این جشن هیچ ارتباطی به والنتاین ندارد.

جشن اسپندگان یا اسفندگان یا سپندارمذگان یکی از جشن‌های ایرانی است که امروز زرتشتیان آنرا در بیست و نهم بهمن ماه برگزار می‌کنند.

جشن اسفندگان

هم اکنون در برخی جاها، به جای روز جشن اسفندگان (سپندارمذ) (پنجم) از ماه اسفند(سپندارمذ)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان می‌دانند. در باره پرسش بخاطر وجود دوگانگی‌ها باید گفت که جشن‌ها و فاصله‌های میان آنها در نوشته‌های کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه‌های مشخصی است که به مانند دانه‌های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ایرانی آمده‌است، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.
این اندازه‌ها و فاصله‌های تعریف شده در نوشته‌ها و ریشه نامه‌های کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماه‌های سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان است؛ ولی با کتابچه‌ای نوساخته که در چند سال گذشته در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می‌شود، هماهنگی ندارد. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب چله (یلدا) تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا سپندارمذگان (اسفندگان) به ۱۹ روز رسیده‌است. این فاصله‌ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ‌نامه‌های ایرانی هماهنگی ندارد.
اینها نمونه‌هایی از آشفتگی‌هایی است که منتشرکنندگان این کتابچه در ذهن نوجویان ایجاد کرده و نه تنها نظام قانونمند گاهشماری ایرانی را مخدوش کرده‌اند، بلکه اختلال‌هایی نیز در تقویم سنتی یزدگردی زرتشتی که در میان بسیاری از زرتشتیان ایران و عموم زرتشتیان هند و جهان رواج دارد، به وجود آورده‌اند.
قدمت بیست ساله این تقویم، دستکاری‌های فراوان در گاهشماری ایرانی و زرتشتی، نبود هیچگونه سامانه کبیسه‌گیری و تعریف مشخص از طول سال، مبدأ سالشماری ساختگی و نیز اختلاف‌های فراوان با دیگر زرتشتیان جهان باعث شده که زرتشتیان نیز چنین دستکاری‌هایی در قواعد سنتی و دینی را نادرست شمارند.
از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن اسفندگان (سپندارمذگان) در ۵ اسفند (طبق تمامی تقویم های امروزی) است.

جشن اسفندگان (سپندارمذگان) یکی از جشن‌های ایرانی است که امروز ایرانیان آنرا در روز اسفند (سپندارمذ – پنجمین روز) از ماه اسفند (سپندارمذ) (طبق تمامی تقویم های امروزی) برگزار می‌کنند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانستند.
روز ۵ اسفند طبق تمامی تقویم های ایرانی روز جشن اسفندگان (سپندارمذگان) است و روزهای دیگر اشتباه می‌باشند.

تاریخچه

در گاهشماری های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد مهر مادری و باروری می‌پنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت و می‌بینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی می‌آفرید.
روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند. «سپندارمذگان» روز زن و زمین است.
روز پنجم اسفند در همه گاهشماری های ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته می‌شود.

جشن اسفندگان (سپندارمذگان)

در گاه‌شمار (تقویم) ایران باستان هر سال ۱۲ ماه دارد و هر ماه سی روز است (والبته برای کامل شدن سال ۵ روز در آخر سال با عنوان ۵ روز پنجه به آن اضافه می‌شود) که هر روز با نامی ویژه شناخته می‌شوند. این تفاوت با تقویم شمسی را داراست که هر ماه در آن ۳۰ روز است در حالی که در گاه‌شمار شمسی بعضی از ماه‌ها ۳۱ و ۲۹ روزه است. در گاهشمار ایرانیان باستان یکم اسفند ماه برابر با روز ۲۵ بهمن ماه در گاه‌شمار شمسی است به این علت است که پنجم اسفند ماه در این گاه‌شمار برابر ۲۹ اسفند ماه در گاه‌شمار شمسی این جشن برگزار می‌شود.

آیین‌ها و دیگر نام‌ها

در این روز مردان به همسران خودهدیه می‌دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند.این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید. این جشن هیچ ارتباطی به والنتاین ندارد.
هنوز نیز در برخی از گوشه‌های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیهٔ مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می‌شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده اند مورد تشویق قرار می‌گیرند و از مردهای خود پیش کش هایی دریافت می‌کنند. آن ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می‌گیرند.
این جشن را با نام‌های جشن برزیگران هم نامیده‌اند . در روز اسفندگان چند جشن با مناسکی به‌خصوص برگزار می‌شده‌است. نخستین جشن مردگیران یا جشن مژدگیران بود که اختصاص به زنان داشت. در این روز مردان زنان را هدیه‌ای خریدندی و از ایشان قدردانی کردندی. امروزه نیز بیشترین جنبهٔ مورد تأکید در اسفندگان قدردانی از زنان است. در زمان گذشته [چنان که ابوریحان روایت کرده‌است] عوام کارهای دیگری هم انجام می‌دادند چون آئین‌های جادوی برای دورکردن خرفستران اما ابوریحان این آئین‌ها را تازه و نااصیل خوانده‌است.

اشتباه‌های رایج در اختلاف زمان برگزاری

هم اکنون در برخی جاها، به جای روز جشن اسفندگان (سپندارمذ) (پنجم) از ماه اسفند(سپندارمذ)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان می‌دانند. در باره پرسش بخاطر وجود دوگانگی‌ها باید گفت که جشن‌ها و فاصله‌های میان آنها در نوشته‌های کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه‌های مشخصی است که به مانند دانه‌های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد.

چنانکه در منابع ایرانی آمده‌است، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.

این اندازه‌ها و فاصله‌های تعریف شده در نوشته‌ها و ریشه نامه‌های کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماه‌های سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان است؛ ولی با کتابچه‌ای نوساخته که در چند سال گذشته در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می‌شود، هماهنگی ندارد. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب چله (یلدا) تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا سپندارمذگان (اسفندگان) به ۱۹ روز رسیده‌است. این فاصله‌ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ‌نامه‌های ایرانی هماهنگی ندارد.

اینها نمونه‌هایی از آشفتگی‌هایی است که منتشرکنندگان این کتابچه در ذهن نوجویان ایجاد کرده و نه تنها نظام قانونمند گاهشماری ایرانی را مخدوش کرده‌اند، بلکه اختلال‌هایی نیز در تقویم سنتی یزدگردی زرتشتی که در میان بسیاری از زرتشتیان ایران و عموم زرتشتیان هند و جهان رواج دارد، به وجود آورده‌اند.

قدمت بیست ساله این تقویم، دستکاری‌های فراوان در گاهشماری ایرانی و زرتشتی، نبود هیچگونه سامانه کبیسه‌گیری و تعریف مشخص از طول سال، مبدأ سالشماری ساختگی و نیز اختلاف‌های فراوان با دیگر زرتشتیان جهان باعث شده که زرتشتیان نیز چنین دستکاری‌هایی در قواعد سنتی و دینی را نادرست شمارند.

از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن اسفندگان (سپندارمذگان) در ۵ اسفند (طبق تمامی تقویم های امروزی) است.



  1. وحید
    ۲۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲۲:۳۴ | #1

    موافقم. ایران کهن ترین تمدن جهان رو داره یا حداقل یکی از کهن ترین تمدن ها. و مردمی که من معتقدم بهتر از اونا پیدا نمیشه. حالا گیر ندید که من یکی رو دیدم از چراغ قرمز رد شد و… حرفم کلیه! بنا براین نیاز نیست این چیزا یا چیزای دیگرو از فرهنگ هایی وارد کنیم که زمانی که مفاهیمی چون محبت و روز هایی چون سپندار مذگان رو جشن می گرفتیم شاید حرف زدن آدمیزادی رو هم بلد نبودن چه برسه به ابراز احساسات و عواطف. حالم از کسایی که هیچی از خودشون و فرهنگ و گذشتشون نمی دونن و به جای جبران ضعف ها و ایرادای موجود فقط سعی می کنن آشمالی اغیار رو بکنن و خودشون انکار بهم می خوره. اعصابم خورده، حوصله ندارم ادامه بدم کار به فحش فحش کاری میکشه که درست نیست.

  2. مدیر سایت
    ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۴:۵۱ | #2

    امروز یکی اومد بهم منفی داد، منم دوستانه بهش پیام دادم، گفتم منفی رو بیخیال، چرا شو بهم می گی؟ میگه ما ولنتاین داریم، روز عشق داریم… منم گفتم سپندار مزگان داریم… اونم گفت سپندار مزگان بمونه واسه مسلمونا، واسه (استغفر الله) علی و فاطی …
    منم بهش گفتم اصلا من زرتشتیم… دیدم نمی فهمه… بدتر میگه فلان و چنان…

    خیلی بده که بعضی دوستان جوگیر میشن و به اسم یه سری آخوند کل اسلام و به اسم یه سری احمق کل آیین های کهن رو شوخی میگیرند.

    شرح گفتگو:

    goobav : salam
    anonymous : salam
    goobav: agha 3 min karet daram
    goobav : vaght dari?
    anonymous: ba man kar dashty?
    goobav: are
    anonymous : chi shodh?
    goobav : mikhastam begam manfi dadi be linkemoon
    goobav : bikhiale manfi
    goobav : aslan mohem nist
    goobav: vali mikhastam bedooni nazaram hamine ke goore babaie valintine
    goobav : chon vaghean aeene ma nist
    goobav : va ie javgirie
    anonymous : khob gfth boody, too linkt.
    goobav : ma khodemoon jashne aeeni darim
    goobav: sepandarmazgan darim
    anonymous : mnm hm nzaram ro zirsh gozashtm
    anonymous : ma eslam darim
    anonymous : hamin to too khoonat toonesty elam ro rishh kn koni, bia man chakeretam
    anonymous : eslam
    goobav : che rabti dare
    goobav : chera maghlate mikoni
    anonymous : ma valentain moon rooz eshgh faty be ali hast
    goobav : man daram rajebe aeen harf mizanam
    goobav : ba eslam kari nadaram
    anonymous : dary
    anonymous : goftam
    goobav : ma sepandar mazgan darim
    goobav : ke eslami nsit
    goobav : kohane iranie
    anonymous : to bechasb be eslamt
    anonymous : ma hm valentain darim
    goobav : جشن‌های ایرانی است که امروز زرتشتیان آنرا در بیست و نهم بهمن ماه برگزار می‌کنند
    goobav : to kos kholi
    goobav : mage
    goobav : migam man zartoshtiam
    goobav : mifahmi?
    goobav : ZARTOSHTI
    goobav : mifahmi?
    goobav : mifahmi?
    goobav : mifahmi?
    goobav : ZARTOSHTI
    goobav : in jashn zartoshtie
    goobav : vazehe
    goobav : manam mosalmoon nistam
    goobav : chera hei migi eslam
    anonymous : goftam, hey, nafhm, in ast, gotar nikt?
    anonymous : bro khabet miad. oon ham khodty, dahan mn ro hm baz nakn
    goobav : kasmane barkhord mikonam vase ine ke migi mosalmoon
    anonymous : khosh bashy
    goobav : bebin azizam
    goobav : dar kol sepandar mazgan iranie
    goobav : zartoshtie
    anonymous : bye, dude
    goobav : shoma ham age ba eslam mesle man mosshkel dari
    anonymous : ignoret mikonm, age tamoom nakoni,
    goobav : behtare manfie alaki nadi
    goobav : kam ovordi
    goobav : eshtebah kardi
    goobav : mardoone begoo eeshtebah kardam
    goobav : bashe miram
    goobav : vali alaki manfi dadi kochoolo
    goobav : SEPANDARMAZGAN zartoshtie
    goobav : hamin
    goobav : bye

  3. anonymous
    ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۴:۵۹ | #3

    هر بچه ای تارنما زاده، این اراجیف چیه؟ بیچاره زرتشتی ها که تو خرابشون کنی.

  4. مدیر سایت
    ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۵ | #4

    @anonymous

    متشکرم … شما لطف دارید دوست عزیز… :)

  5. وحید
    ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۲۱:۳۱ | #5

    جا داره از طرف خودم از این anonymous تشکر کنم، چون برای بخشی از حرفهام یک مثال عینی و خوبه!!! قصد جسارت ندارم ولی به جای داروهای مسهل به هنگام یبوست کافیه فقط یادی از ایشون و تفکراتشون کنم. این جوری کار همون داروها رو میکنه بدون عوارض داروهای شیمیایی.

  6. وحید
    ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۲۲:۳۱ | #6

    من با تابناک زیاد حال نمی کنم ولی تو بخش اجتماعیش نوشتاری نسبتاً کامل در این رابطه دیدم که لینکش رو برای بقیه دوستان هم می گذارم.
    http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=85872

  7. مرضیه
    ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۱:۴۸ | #7

    بی خودی قصه نبافین سپندارمزگان تعریفی شما کجاست و واقعیت های تاریخی مثل بستن آب بر زن مرده زا و حایض
    و ریختن شاش گاو درون رحم او و گاهن نوشیدن آن کجا

    http://www.mghaed.com/lawh/memoirs/ahuramazda.htm

    و یک سوال آیا زرتشتیان همگی شاه تشریف دارن که بخوان همسرانشون رو پای تخت بنشونن و یا هگی یک شاه و یک تخت دارن و شاه اجالتا از اتاقش میره بیرون و زنان زرتشتی توی اتاق شاه از سر و کول هم بالا میرن

    در ضمن من ولنتاین رو ترجیح میدم چون هم بینالمللی است و هم کلاس داره سپندارمزگان آدم رو یاد گوسفند و بز دوشی میاندازه

  8. مدیر سایت
    ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۳:۳۸ | #8

    @مرضیه
    “سپندارمزگان تعریفی شما”؟ کوتاه بیاید دوست من ما کی باشیم که تعریف جدیدی ارائه کنیم… این فقط یادگاری از دیار کهن و مهر آیینان آشو زرتشت می باشد.

    کسی هم خرافه رو قبول نداره… حالا ما که این خرافاتی رو که گفتید رو نه انجام دادیم و نه دیدیم… نه علاقه به نوشیدن و غیره داریم….

    قضیه این شاه و تخت رو شما احیانا به علایق خودتون نسبت دادید؟!! من فکر میکنم توی زمونه ما هم آشمالی و پاچه خواری و زن ذلیلی و زن عزیزی و … همون معنی حلوا حلوا کردن و مانند تاج روی سر قرار دادن داره… کی گفته حتما نیاز به این دکوپاژ قوی و حرمسرا و علایق شما داره…
    من هم این تیکشو خوشم میاد که زن رو بذاری روی سرت، چون برای چند لحظه کوتاه هم ندیدنش غنیمته… :)

    شما به مسائل بین المللی علاقه زیادی دارید؟ منم همینطور… مثلا یکیش همین مسئله *** واقعا مسخره است… یا مثلا ***… اینها همه برای جوامع دمده ماست… باید فرهنگ اصیل غربی داشت و با فرهنگهایی مثل بز دوشی و اینها مبارزه کرد.

    سپندار مذگان رو باید برای ایرانیهای کهن بذاریم… باید اینها فراموش بشه… اسمشم کلاس نداره… مثلا اگه سپند مزدور باشه بهتره… ما به علایق شما احترام میذاریم… اگر دوست داشتید جهت حرکت دو نفری به سمت الگوهای غربی همراهی داشته باشید من قطعا همراه شما خواهم بود.

  9. ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۱ | #9

    ای آقا… معلومه که اون موقعی که اروپایی ها ملخ میخوردند، ما منشور حقوق بشر داشتیم، وقتی تو جنگ و غارت داشتن دست و پا میزدن، ما اولین سیستم یکپارچه فاضلاب زیر زمینی طراحی کردیم. وقتی به فکر آبنمای بدون نیروی خارجی بودیم، شیر ژیانشون اسکندر وحشی قاتل جانی بود.
    حالا فردی از اون اروپایی ها احمق تره که بیاد آداب و رسوم جعلی اونا رو بذاره جلوش بگه مال من!
    نگاه نکنید به اینکه الان از اونها بسیار بسیار عقب افتاده تریم (حتی از نظر فرهنگ اجتماعی)، به این نگاه کنید که کجا باید باشیم، به کجا باید خودمون رو برسونیم.
    دین زرتشت هم فقط یک دین بوده، هرچند از نظر من دین بسیار پیشرفته، حق گو و با بنیانی هست، اما از مصادره کردن آداب و رسوم ایرانی به نام دین (چه اسلام، چه زرتشت و…) بیزارم.
    همون آقایون بین المللی، همه متفق القول گفتن که “ایران در آینده به قدرت امپراطوری کهن پارس دوباره دست خواهد یافت”.
    حالا هی برید این ولنتاین جعلی رو بزنید تو سرتون، چون بین المللیه! زکی! پس از فردا کریسمس بگیریم، منتظر بابانوئل وایسیم تو جورابمون قاقالی لی بندازه!

  10. وحید
    ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۹:۴۲ | #10

    “در ضمن من ولنتاین رو ترجیح میدم چون هم بینالمللی است و هم کلاس داره سپندارمزگان آدم رو یاد گوسفند و بز دوشی میاندازه”
    من معتقد بودم برای جا افتادن این موضوع باید همه رو به این سمت دعوت و ترغیب کنیم که به جای ولنتاین روز سپندارمذگان رو جشن بگیرن ولی الان ترجیح میدم که آدمای چیپ و با سطح فکری این چنین همون ولنتاین رو جشن بگیرن چون نه تنها لیاقت خیلی چیزا رو ندارن بلکه به تعبیر خودشون باعث بی کلاس شدن سپندارمذگان میشن. اینا همون یه عروسک خری بزی چیزی رو تو پارک و خیابون بدن به دوستشون بهتره!!!
    ضمن اینکه هم صحبتی با این آدما روی ما هم تاثیر منفی میزاره و مجبور به استفاده از ادبیات و لحنی میشیم که در شان ایرانی و ایران دوستان نیست.
    در تکمیل حرف های امین بگم که باید قبول کنیم که به لحاظ علم و تکنولوژی ما عقب افتادیم، که این رو هم باید به فکر جبرانش باشیم ولی دیگه تو مسائل فرهنگی و انسانی دیگه خودمون رو انکار نکنیم. بابا ۵۰۰۰ سال پیش که ما ابراز عشق و محبت داشتیم و روزهایی مثل سپندارمذگان اونا حرف زدن آدمیزادی هم شاید بلد نبودن. تا زمانی که ما خودمون به فکر نباشیم و حرکت نکنیم هیچ چیز تغییر نمی کنه! همین شروع سال نو و مراسم های نوروز و دید و بازدید ها و … این رو شما با شروع سال در تمام فرهنگ های دیگه مقایسه کنید، ۵ گرم انصاف هم داشته باشید کافیه تا ببینید که بین همشون بی نظیره!
    اگر همه بخوایم دور نیست روزی که به آنچه استحقاقش رو داریم برسیم.

  11. مرضیه
    ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۱:۲۵ | #11

    منضورم از اتاق مطلقا حرامسرا نبود و فقط خواستم یه تفکیکی بکنم که ایا همه مردم باستان زرتشتی ایران پادشاه بودن یا …

    به هر حال لینک داده شده گویای همه چیز است که در ایران باستان چه بلایی سر زن بیچاره می اومده

    من هم این تیکشو خوشم میاد که زن رو بذاری روی سرت، چون برای چند لحظه کوتاه هم ندیدنش غنیمته…

    نگاه کنید خیلی ساده بگم که کلا اصل نوشته شما جنبه تبلیغاتی داره و صرفا باید هدفش رو از خدای شما پرسید که چی بوده و گر نه زن زن است غیر همه نظرات و دیدگاها شخصی هر کس و شما که مطلب مینویسید ندیدن زن رو غنیمت مشمورید و غیر این هم به نوشته روی سر گذاشتن زن هم نیش خند میزنید با این حال تعصب هم میکشید و به مسایلی که غنیمت شمردنش رو با نیش خند جواب میدین مانور میدهید و شما جواب نداده عده ای کاسه داغتر از آش میشن

  12. مدیر سایت
    ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۱:۴۲ | #12

    @مرضیه
    من واقعا نمیدونم رنج شما از چیه…

    در ایران باستان؟ شما میدونید که زمان هحامنشیان زنان آبستن مرخصی از کار داشته و حقوق دریافت می کردند؟ شما یا حافظه تاریخیتون ضعیه یا با مقوله ای به نام تاریخ نا آشنایید…

    این نوشته معلومه که جنبه تبلیغاتی داره … درست حدس زدید… من از سپندارمزگان تقدیر میکنم … روز احترام به زن رو ارج نهاده و تبلیغ میکنم…

    فکر کنم بولد کردن اون تکه از متن و صورتک نیشخند نشان دهنده مزاح قضیه بوده… وگرنه من همیشه اعلام کردم که اگر به خاطر آسمان و زمین خداوندگار رو ستایش نکنیم برای نعمتی به مانند زن خوب باید او را ستایش کنیم…

    اینجا هر کسی میتونه نظر بده… هیچ نظری ادیت نمیشه و فقط به جای فحش ها ستاره میگذارم… من کلا نمیدونم شما چرا ناراحتید ولی بهتره کمی تاریخ بخونید یا حد اقل چند تا مقاله فرهنگی مطالعه کنید که بدونید فرهنگ ایرانی خیلی بهتر از اوناست… در ضمن ولنتاینتونم مبارک باشه خانوم بین المللی.

  13. مرضیه
    ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۵:۲۵ | #13

    مهم ارزش هاست که قدر شناخته میشه ربطی هم به خارجی یا داخلی بودن سنت نداره

    اما بین المللیش بهتر است

  14. وحید
    ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۸:۴۳ | #14

    سر کار خانم مرضیه خانم، شاید من به خاطر ناراحتی از لحن و شیوه استدلال شما در نظر اولتون کمی تند و همراه عصبانیت اون نظر رو دادم و این رو قبول می کنم و به خاطر تندی کلامم (هر چند ناشی از شیوه استدلال و کلام خودتون بود) از شما عذر خواهی می کنم. اما دقت کنید که بحث سر اینه که وقتی ما از خیلی قبل و به شکلی بهتر چنین مسائلی رو در فرهنگ خودمون داریم چرا به جای استفاده از اونها و معرفیش به سایر مردم دنیا خودمون هم اونها رو رها کنیم و به سراغ فرهنگهای غیر ایرانی بریم.
    اون فرهنگی که توش ولنتاین رو جشن می گیرن با همه تبلیغاتشون ولی نگاهشون به زن خیلی انسانی نیست و در بعض موارد پشت اون نقاب زیبا استفاده ابزاری از زن خوابیده. (باز حرف کلیه وارد جزئیات و مصادیق نشید لطفاً). تو همون فرهنگ چیزایی وجود داره که ذکرشون نه درسته و نه مدیر سایت اجازه نشرش میده. در حالی که در فرهنگ ما و مثلاً در روز سپندارمذگان زن به عنوان یک انسان و زن صادقانه و پاک مورد تجلیل و احترام قرار میگیره!
    حالا اگر مثال هایی تو ذهنتون هست که خلاف اینه با کمی دقت می بینید که علتش دوری افراد از فرهنگ و نه اصل مرام و فرهنگ ما.تمام تلاش مدیر سایت و ما، برای تبلیغ و بازگشتن به همون فرهنگ و به طبع اون جایگاه واقعیمون تو دنیاست. تازه از اثرات خوب و سازنده بازگشت به این فرهنگ در زندگی هامون هم که بگذریم دیگه.

  15. مدیر سایت
    ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۶ | #15

    به نظر من اگه اصل و هویت و ریشه و مصادیق کسی رو بین المملی بودن و غربی ها تعیین میکنن پس هر کسی قبله خودشو بچسبه…

  16. ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۲۱:۵۱ | #16

    مرضیه :
    مهم ارزش هاست که قدر شناخته میشه ربطی هم به خارجی یا داخلی بودن سنت نداره
    اما بین المللیش بهتر است

    بین الملل؟! کدوم ملل؟ اگه اونا عرضه داشتن برای خودشون سازمان درست کردن و گفتن فلان مناسبت، ما باید تسلیم بشیم؟ پس شما لطف کن برو به همون زبان بین المللی نظر بده! چون بین المللیه دیگه، هم کلاس داره، هم همه میفهمن.
    یعنی چون اون اروپایی های جانی ملخ خور از ما جلو افتادن، حالا هرچی میسازن و جعل میکنن باید برای ما بشه حجت؟! آخه این چه استدلالیه؟ اگه مسئولین ما اینقدر بی عرضه هستن که نتونستن مناسبتهای کهن و باستانی ما رو بین المللی کنن، ما باید به فرهنگ پایین اروپایی برقصیم؟
    یا مثلا چون غربی ها تقویم میلادی شونو پر کاربرد کردن، ما بیایم رو دقیق ترین تقویم دنیا خط بطلان بکشیم؟!
    ما باید به دوران اوج برگردیم خانم، ما باید جای فرهنگمون رو باز کنیم میون این همه فرهنگ عقب افتاده و جعلی، من تا ثانیه آخر عمرم هم ناامید نمیشم و کلی تلاش میکنم. هر کس به نوبه و وسع خودش.
    امثال شما افراد اروپایی پرست هم مثل لکه های ننگ پارس کهن (پرشیا – پرسیکا) هستند که باید زود خودشون رو جمع کنن و به سمتی که بهش تعلق دارن ملحق بشن.
    حرف از تعصب و اینجور چیزا نزنید، فقط ببینید چه فرهنگی غنی تره، با هر ملاکی که دوست دارید بسنجید.

  17. مهربد
    ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۷:۰۵ | #17

    درود بر تو که رسم نیاکان ما را زنده نگاه می‌داری.

  18. مهرداد
    ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ در ۰۷:۱۳ | #18

    این همه تمسخر و خشونت به یک مخاطب مخالف (آنهم خانم)!!!
    احساس کردم با چماق های مجازی تان می نویسید!
    ترسم برداشت و با فیلترشکن دوباره اومدم تا آی پی مخفی بمونه!
    چنین بحثی هرسال همین موقع تو فرومها هست…ولی نه خشن!
    شعارهای ۳۱ ساله رو تکرار کردن… دیگه از مد افتاده!گرچه بعضی ها بنا به دلایلی چنان تو وجودشون نفوذ کرده که سخته باهاش مخالفت کردن!!!
    آزادی انتخاب کردن، فرهنگی رو با خودش میاره..که البته باید بازهم تقویتش کرد.چرا از همین حالا تمرین نکنیم…

  19. امین
    ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ در ۰۹:۰۹ | #19

    مهرداد :
    این همه تمسخر و خشونت به یک مخاطب مخالف (آنهم خانم)!!!
    احساس کردم با چماق های مجازی تان می نویسید!
    ترسم برداشت و با فیلترشکن دوباره اومدم تا آی پی مخفی بمونه!
    چنین بحثی هرسال همین موقع تو فرومها هست…ولی نه خشن!
    شعارهای ۳۱ ساله رو تکرار کردن… دیگه از مد افتاده!گرچه بعضی ها بنا به دلایلی چنان تو وجودشون نفوذ کرده که سخته باهاش مخالفت کردن!!!
    آزادی انتخاب کردن، فرهنگی رو با خودش میاره..که البته باید بازهم تقویتش کرد.چرا از همین حالا تمرین نکنیم…

    چقدر کوته فکر!
    من نه چماقدارم، نه مخالف آزادی… اتفاقا…

    ثانیا این شعار ۳۱ ساله نیست و ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب داره، نه به انقلاب ربطی داره، نه به اسلام، نه به زبان فارسی.
    این مخصوص همه اقوام تمدن پارس بوده و هست. دوباره هم برمیگرده.

    شما اطلاعاتت رو یه نخود افزایش بده، دیگه نگی شعار ۳۱ ساله، محمد رضا پهلوی بیشتر از شما ایرانی بود، اون به حرفها معتقد بود

  20. G.Iran
    ۲۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۹:۵۵ | #20

    درود بر نگه داران فرهنگ و اصالت ایران وایرانی.من با نظرات امین و وحید موافقم به اضافه یکسری نظرات شخصی دیگه. هر چند به ایرانی بودنم افتخار میکنم اما باید بگم این ایران امروزی چند ملیتی شده و در طول تاریخ اقوام مختلفی وارد خاکش شدند شاید دلیل فرهنگ گریزی اونها همین تفاوت ن‍ژادی باشه! در مورد ولنتاین یا سپندارمزدگان هم باید بگم که سپندارمزدگان را ۱۰۰% ترجیح میدم البته همه روزهامون باید روز عشق باشه اونم عشق به همه انسانها و دین :هدف همه این دینها انسان بودن عشق ورزیدن و پویایی وترقیه بگذریم که امروزه دین یک وسیله مانور سیاسی شده .ودر مورد زن این نکته رو متذکر میشم که من از تفکیک جنسیتی متنفرم و همه رو باید انسان دونست .در پایان نظرم ازتون میخوام که همدیگه رو دوست بدارید.

  1. بدون بازتاب