خانه > روزنوشت ها > ندای وظیفه من (My call of Duty)

ندای وظیفه من (My call of Duty)

پس از دریافت کارت گرانبهای پایان خدمت ضرورت وظیفه (آش خوری) بر آن شدم تا پستی راجع به علایم و سلسله مراتب نظامی برایتان بنویسم.

انواع نیروهای نظامی و شبه نظامی :

انواع درجات نظامیان و شبه نظامیان :

اندازه یگان فرماندهان:

توضیحات اضافی  و بسیار دقیق:

نیروهای مسلح ایران از سه نهاد جداگانه به نام‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران تشکیل می‌شود.همگی این نیروها زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح قرار گرفته و رؤسای همه آن‌ها توسط رهبر ایران انتخاب می‌شود. وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح کار برنامه‌ریزی و تهیه امکانات برای نیروهای نظامی را برعهده دارد و به طور مستقیم در عملیات‌های نظامی شرکت نمی‌کند.

به گفته ژنرال (ارتشبد) ابی زید،رئیس ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا،نیروهای مسلح ایران قویترین نیروها در منطقه خاورمیانه هستند.هرچند او اظهار داشت که نیروهای اسرائیلی جزو منطقه تحت نظر گرفته شده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا به حساب نمی‌آیند.
تعداد نیروهای نظامی

بر اساس برآورد وب‌گاه نظامی defense tech، تعداد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ۵۱۳٬۰۰۰ نیروی عمل‌کننده و ۳۵۰٬۰۰۰ نیروی ذخیره می‌باشد.
ارتش جمهوری اسلامی ایران

ارتش جمهوری اسلامی ایران ارتشی از نوع منظم حساب می‌شود که حدودا دارای ۴۲۰۰۰۰ نفر پرسنل است.از این رو ارتش جمهوری اسلامی ایران خود،از سه زیر مجموعه تشکیل می‌شود که به آنها قوای سه گانه ارتش می‌گویند.

* نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران که براورد می‌شود حدودا ۳۵۰۰۰۰ نفر پرسنل داشته باشد.
* نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که براورد می‌شود حدودا ۵۲۰۰۰ نفر پرسنل داشته باشد.
* نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که براورد می‌شود حدودا ۱۸۰۰۰ پرسنل داشته باشد.
* دژبان کل ارتش جمهوری اسلامی ایران
* قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حدودا ۱۲۵۰۰۰ نفر پرسنل دارد و خود به ۵ زیر مجموعه تقسیم می‌شود.

* نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
* نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
* نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
* نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
* نیروی قدس پاسداران انقلاب اسلامی

بسیج از مجموعه شبه نظامیان داوطلب تشکیل می‌شود و عضویت در آن در زمان جنگ اهمیت بیشتری دارد. تعداد افراد عضو بسیج به ۱۲٫۶ میلیون نفر می‌رسد که حدود ۳ میلیون از آنها را زنان آموزش دیده تشکیل می‌دهند.از این تعداد،حدود ۲۵۰۰ نفر یطور رسمی استخدام شده‌اند.
فرماندهان ارشد نیروهای مسلح ایران

* آیت الله العظمی سید علی خامنه‌ای (مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا)
* سرتیپ پاسدار احمد وحیدی (وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح)
* سرلشگر بسیجی سید حسن فیروزآبادی (رئیس ستاد کل نیروهای مسلح)

ارتش جمهوری اسلامی:

* امیر سرلشکر عطاالله صالحی (فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی)
* امیر سرتیپ عبدالرحیم موسوی (رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی)
* امیر سرتیپ حسن شاه صفی (فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی)
* امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان (فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی)
* امیر دریادار حبیب‌الله سیاری (فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی)

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:

* سردار سرلشکر محمدعلی جعفری (فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
* سرتیپ پاسدار جمال الدین آبرومند (رئیس ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
* سرتیپ پاسدار محمد پاکپور (فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
* سرتیپ پاسدار حسین سلامی (فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
* دریادار پاسدار مرتضی صفاری (فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
* سرتیپ پاسدار سید محمد حجازی (فرمانده قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
* سرتیپ پاسدار قاسم سلیمانی (فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
* سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی (رییس سازمان بسیج مستضعفین سپاه)

نیروی انتظامی:

* سردار سرتیپ اسماعیل احمدی‌مقدم (فرمانده کل نیروی انتظامی)
* سردار سرتیپ احمدرضا رادان (جانشین فرمانده کل نیروی انتظامی)

این مثال‌ها استانداردهایی را نشان می‌دهند که در کل جهان و در طول تاریخ مصداق دارند: درجه به طور کلی اندازه‌ی یگان فرماندهی را در یک سامانه‌ی تو در توی متشکل از درجات و یگان‌ها تداعی می‌کند. با این وجود، اندازه‌ی یگانی که برای یک درجه‌ی خاص در نظر گرفته می‌شود بستگی به مأموریت آن یگان، نوع سلاح‌های آن و راهبرد جنگ دارد.

این نیروها نیز در قالب گروه نیرو (یا گروه ارتش) دسته‌بندی می‌شوند. این گروه بزرگترین سازمان رزمی است که در جنگ‌های نوین توسط یک فرمانده اداره می‌گردد. گروه‌های نیرو تا به حال بین ۴۰۰،۰۰۰ تا ۱،۵۰۰،۰۰۰ نیرو داشته‌اند. برای شناسایی گروه نیرو از اعداد رقمی استفاده می‌شود و اگر این یگان در قالب گروه‌های بین‌المللی باشد از نشان بین‌المللی کشورها نیز در عنوان استفاده می‌گردد. مثال: ۱۲ (BR) Army Group (گروه ارتش ۱۲ بریتانیا).

در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل حجم گسترده‌ی نبرد، چندین سپاه در نیروهای زمینی گنجانده می‌شد و در تئوری یک ژنرال یا ارتشبد (چهار ستاره) ولی در عمل یک سپهبد (سه ستاره) بر آن نیرو که بالغ بر ۲۴۰،۰۰۰ نفر داشت فرماندهی می‌کرد. نیروها به وسیله‌ی شماره‌ی حروفی یا عناوین مأموریت، نام‌گذاری می‌شوند و اگر در قالب نبردهای مشترک بین‌الملی باشند نام ملیتشان هم به آن عنوان اضافه می‌شود. مثال: نیروی زمینی هشتم (آمریکا) (Eighth (US) Army)، نیروی زمینی سوم بریتانیا (Third (ROK) Army)، نیروی زمینی بریتانیا در راین (British Army of the Rhine (BAOR)).

ترتیب و تطبیق درجات میان نیروها

جدول تطبیقی زیر بر پایه داده‌های سال ۱۳۶۶ خورشیدی تنظیم شده‌است:
در نیروی زمینی و هوایی     در نیروی دریایی
سرباز ۳، ۲ و ۱     ناوی ۳، ۲ و ۱
سرجوخه     سرناوی
گروهبان ۳، ۲ و ۱     مهناوی ۳، ۲ و ۱
استوار ۲، ۱     ناواستوار ۲، ۱
ستوان ۳، ۲ و ۱     ناوبان ۳، ۲ و ۱
سروان     ناوسروان
سرگرد     ناخدا سوم
سرهنگ دوم     ناخدا دوم
سرهنگ     ناخدا یکم
سرتیپ     دریادار
سرلشگر     دریابان
سپهبد     دریاسالار
ارتشبد

تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، درجه ارتشبدی، معادل دریابد در نیروی دریایی بوده‌است. ترتیب درجات ژاندارمری کل کشور مانند درجات نیروی زمینی است به استثناء سرباز و سرباز یکم که در ژاندارمری، ژاندارم یکم نامیده می‌شود.

برای General در فارسی القابی چون تیمسار، امیر، سردار و ژنرال کاربرد دارند.
حداقل مدت توقف در درجات

بنا بر بند ب – ماده ۳۲ قانون استخدام نیروهای مسلح مصوبه ۲۹ آبان ۱۳۵۸ حداقل مدت توقف در درجات سربازی تا ستوانیار یکمی به شرح زیر بود:

از سربازی به سرباز یکمی ۶ ماه
از سربازی یکمی به سرجوخگی ۶ ماه
از سرجوخگی به گروهبان سومی ۱ سال
از گروهبان سومی به گروهباندومی ۳ سال
از گروهبان دومی به گروهبان یکمی ۳ سال
از گروهبان یکمی به استوار دومی ۴ سال
از استوار دومی به استوار یکمی ۴ سال
از استوار یکمی به ستوانیار سومی ۴ سال
از ستوانیار سومی به ستوانیار دومی ۴ سال
از ستوانیار دومی به ستوانیار یکمی ۴ سال

تبصره – حداقل توقف در درجات از سرجوخگی تا گروهبان دومی (‌داخل در ژاندارمری در صورتی که آموزشگاه دیده نباشند یک برابر و نیم مدت‌های مذکور در این ماده بود.

درجه نظامی

درجه نظامی یا درجه‌بندی نظامی، سامانه‌ای منظم برای تشخیص سلسله مراتب در نیروهای مسلح یا نهادهایی است که توسط نظام سازماندهی می‌شوند. معمولاً یونیفرم و علائم نصب‌شده بر روی آن نشانگر درجه‌ی یک نظامی است. متفکران از گذشته‌های دور به مزایای سامانه‌های درجه‌بندی نظامی در طول عملیات‌ها و در زمینه‌های پشتیبانی، فرماندهی و هماهنگی پی برده بودند. با گذشت زمان عملیات‌های نظامی بزرگتر و پیچیده‌تر شدند که این موضوع باعث شد تا سامانه‌های درجه‌بندی نیز به نسبت پیچیده‌تر گردند.

امروزه تقریباً در تمام نیروهای مسلح جهان از درجه‌های نظامی استفاده می‌شود. در برخی مقاطع، کشورهای کمونیست استفاده از درجه را منع کردند (مثل ارتش سرخ روسیه شوروی در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۵ ، ارتش آزادی‌بخش خلق چین از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۸ و ارتش آلبانی از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۹۱) . اما پس از این که در عمل به مشکلات عملیاتی مربوط به فرماندهی و کنترل برخوردند استفاده از آن را بار دیگر قانونی ساختند.
درجه‌های نظامی در دوران باستان و قرون وسطی
درجه‌های نظامی در ایران باستان

ارتش ایران باستان از چندین گروه‌بندی قابل کنترل تحت فرماندهی یک نفر تشکیل شده بود. این گروه‌بندی‌ها مبتنی بر سیستم شمارش دهدهی بود. برای مثال در ارتش هخامنشیان کوچکترین یگان از ۱۰ نفر سرباز تشکیل شده بود که به آن داتابام می‌گفتند و فرمانده آن یک داتاباتیش بود. پس از آن یگان ۱۰۰ نفری بود که به آن ساتاپاتیش می‌گفتند و فرمانده آن یک ساتاپاتیش بود. یک یگان ۱۰۰۰ نفره هزاربام نام داشت که تحت فرماندهی یک هزارپاتیش اداره می‌شد و یک یگان ۱۰،۰۰۰ نفری بایواربام نامیده می‌شد که فرمانده آن یک بایوارپاتیش بود. یونانی‌ها به این گروه میریاس یا میریاد (به معنی ده هزار یا بیشمار) می‌گفتند. در سواره‌نظام نیز گروه اسابام وجود داشت که توسط یک اساپاتیش فرماندهی می‌شد.

تاریخ‌نگاران موفق به کشف درجه‌های زیر در ارتش‌های اشکانی و ساسانی شده‌اند:

* فرمانده کل قوا: ایران اسپهبد (که در زمان خسرو یکم برای هر چهار گوشه مرز کشور از یک اسپهبد جانشین استفاده می‌شد.)
* فرمانده سواره‌نظام: اسپوارگان سالار (اشکانی) یا اسواران سالار (ساسانی)
* فرمانده کمانداران: تیربد
* فرمانده پیاده‌نظام: پایگان سالارپو
* فرمانده دژبانان: ارگباد یا ارگبد
* فرمانده مرزبانان: مرزپاون (اشکانی) یا مرزبان (ساسانی)
* فرمانده مرزبانی آسیای مرکزی کنارنگ نام داشت.

درجه‌های نظامی در یونان باستان

آتنی‌ها از سال ۵۰۱ پیش از میلاد هر سال ۱۰ نفر را به عنوان استراتیگوس انتخاب می‌کردند. هر کدام از این افراد نماینده یک قبیله بودند که از زمان برپایی دموکراسی تشکیل شده بود. استراتیگوس از لحاظ لغوی به معنای «فرمانده ارتش» بود که امروزه معمولاً به صورت «ژنرال» یا «امیر» ترجمه می‌شود. در ابتدا این امرا با پولمارکوس پیر (فرمانده جنگ) کار می‌کردند اما بعدها این شخص تمام اختیارات نظامی خود را از دست داد.

این ده امیر با هم برابر بودند و سلسله مراتب خاصی بین آن‌ها برقرار نبود. با این حال شکل ساده‌ای از دموکراسی برقرار بود: برای مثال در جنگ ماراتون در سال ۴۹۰ پیش از میلاد این امرا با اکثریت آرا طرح نبرد را آماده کردند. البته مأموریت‌های خاصی نیز ممکن بود به هر کدام از ایشان واگذار شود و به ناچار لازم بود که بین ایشان تقسیم مسئولیت وجود داشته باشد.

درجه‌ای که بعد از امیر وجود داشت، درجه‌ی تاکسیارخوس یا تاکسیارهوس بود که می‌توان آن را با سرتیپ امروزی مشابه دانست. در اسپارت به این درجه پولمارکوس می‌گفتند. یک درجه پایین‌تر از آن سینتاگماتارخیس قرار داشت که آن را به صورت «فرمانده هنگ» (سینتاگما) ترجمه کرده‌اند و علی‌القاعده می‌توان آن را با سرهنگ برابر دانست. پس از آن تاگماتارخیس قرار داشت که فرماندهی یک تاگما را (که نزدیک به گردان امروزی است) بر عهده داشت. این درجه تقریباً برابر با درجه‌ی لگاتوس در لژیون روم است. یک درجه پایین‌تر لوخاگوس قرار داشت که افسری بود که یک واحد پیاده‌نظام به نام لوخوس به استعداد ۱۰۰ نفر را فرماندهی می‌کرد. لوخوس را می‌توان شبیه به گروهان امروزی دانست که توسط یک سروان یا ستوان هدایت می‌شود.

یک هنگ سواره‌نظام یونانی هیپارکیا نامیده می‌شد که توسط یک هیپارکوس یا هیپارک فرماندهی می‌شد اما یک سواره‌نظام اسپارت هیپارموستس نام داشت. هیپوتوکسوتس نام یک کماندار سواره بود. فرمانده یک گروهان سواره‌نظام نیز تتراکس یا تترارک نامیده می‌شد.

سلسله مراتب نظامی در بسیاری از دولت شهرهای یونانی از شهروندان عادی تشکیل شده بود. سربازان پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه هوپلیت نامیده می‌شوند و هوپلوماکوس نام استاد مشق یا اسلحه بود.

در آن هنگام که آتن تبدیل به یکی از قدرت‌های دریایی شد، فرماندهی ناوگان‌ها به ارشدترین امرای نیروی زمینی سپرده شد. هر کشتی جنگی توسط یک تریرارکوس یا تریارک فرماندهی می‌شد. تریارک در اصل به معنی «افسر کشتی جنگی» بود اما بعدها با ظهور انواع کشتی‌های دیگر نیز همچنان برای نامگذاری فرمانده آن‌ها استفاده می‌شد. همچنین همانند نیروهای دریایی امروزی مسئولیت‌های مختلف در کشتی به افراد تحت امر سپرده شد. از آن میان می‌توان به کیبرنتس یا سکاندار، کلئوستس یا مسئول سرعت پاروزنی و تریرائولس که مسئول نواختن فلوت برای هماهنگی پاروزنان بود اشاره کرد. به دنبال تخصصی‌سازی امور نظامی در آن زمان یک استراتیگوس دریایی جای خود را به نائورکوس داد که یک افسر دریایی بود و می‌توان آن را با دریاسالار مقایسه کرد.

با رشد مقدونیه تحت فرمان فیلیپ دوم و اسکندر مقدونی ارتش یونان رو به حرفه‌ای شدن گذاشت. تاکتیک‌ها پیچیده‌تر گشته و سطوح بیشتری به درجه‌بندی‌های نظامی اضافه شدند. سربازان پیاده در آرایشات فالانکس پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه به نام فالانژیت سازماندهی شدند. این فالاتژها جزو نخستین واحدهایی بودند که به مشق نظامی پرداختند. آن‌ها در یک چهارگوش تنگ آرایش داده می‌شدند که معمولاً هشت نفر عمق داشت و هر ستون (یا صف) دارای یک فرمانده بود. یک فرمانده جانشین هم در وسط بود تا خطوط پشتی بتوانند در صورتی که نیروی بیشتری در جلو لازم بود به کناره‌ها بروند.

تترارکیا نام یک واحد چهار ستونی بود و تترارکس یا تترارک نام فرمانده چهار ستون بود؛ دیلوکیا نام یک واحد دو ستونی بود که عنوان فرمانده آن دیلوکیتس بود؛ لوکوس عنوان یک واحد تک ستونی بود که یک لوکاگوس فرمانده آن بود؛ دیمویریا نام یک واحد نیم ستونی بود که فرمانده آن عنوان دیمویریتس داشت. عنوان دیگری که برای این واحد آورده شده است همیلوکیون به فرماندهی همیلوکیتس می‌باشد.

یگان‌های متفاوت به صورت‌های دیگری تقسیم‌بندی می‌شدند و بنابراین فرماندهان آن‌ها القاب دیگری داشتند. برای مثال تحت سیستم شمارش دهدهی، یک دِکاس یا دِکانیا نام یک یگان ده نفره بود که توسط دکارکوس فرماندهی می‌شد و یک هکتاتونتارکیا نام یک یگان ۱۰۰ نفره بود که توسط یک هکتاتونتارکس هدایت می‌شد. کیلیوستیس یا کیلیارکیا نام یک یگان ۱۰۰۰ نفره بود که توسط یک کیلیارکس فرماندهی می‌شد.

سواره‌نظام یونان که اسکندر به خاطر آن (از لحاظ نظامی) شهرت پیدا کرد تنوع بیشتری یافت. در زمان وی سواره‌نظام سنگین‌اسلحه و سواره‌نظام جناحی (ilè) به وجود آمدند که فرمانده هر ایله یک ایلارکس بود.
درجه‌های نظامی در روم

کاربرد درجه‌های رسمی نظامی در ارتش روم با ظهور لژیون‌های رومی و پس از اصلاحات گایوس ماریوس وسعت یافت. در این سامانه‌ی جدید، یک لژیون توسط یک لِگات (لگاتوس) که غالباً سناتور بود به مدت سه سال فرماندهی می‌شد. پس از مقام لگات شش افسر نظامی قرار داشتند که به آن‌ها تریبونی میلیتوم می‌گفتند. از میان آن‌ها پنج نفر دارای رتبه‌ی اسب‌سواران و یک نفر نجیب‌زاده بود که باید کاندیدای سناتوری می‌بود.

تریبونی میلیتوم افسران ارشد ارتش روم بودند که فرماندهی واحدهایی را بر عهده داشتند که تقریباً برابر با گردان و تیپ در ارتش‌های آمریکا و بریتانیا در زمان کنونی است (درجه‌های مشابه آن در زمان کنونی عبارتند از سرگرد، سرهنگ دوم، سرهنگ و سرتیپ). به یاد داشته باشید که این مقایسه‌ها دقیق نیستند زیرا ساختار فرماندهی ارتش روم که برگرفته از نوشته‌های نویسندگان سده‌ی چهارم میلادی همچون وجتیوس و یا یادداشت‌های سزار درباره‌ی اشغال گال و جنگ داخلی بودند بسیار با ساختار سازمان‌های نوین که از گروهان‌های مزدور قرون وسطی شکل گرفته‌اند متفاوت است.

مردان جنگجویی که در لژیون می‌جنگیدند به چند رتبه تقسیم‌بندی می‌شدند. تحت سیستم جدید ماریوس، لژیون به ده کوهورت (کوهرتس) تقسیم می‌شد که هر کدام از آن‌ها از شش سنتوری به استعداد بین ۶۰ تا ۱۶۰ سرباز تشکیل می‌شد. هر سنتوری را یک سنتورین (سنتوریو) فرماندهی می‌کرد. چندین افسر جزء همچون اوپتیو، سنتورین را همراهی می‌کردند. سنتوری‌ها سپس به ده کونتوبرنیا تقسیم می‌شدند که هر کدام دارای هشت سرباز بود. به هر سرباز جمعی این گروه، سرباز (میلیتِ) یا لژیونر گفته می‌شد.

رومی‌ها در اجرای نظم در ارتش بسیار سختگیر بودند به حدی که در صورت موافقت فرمانده، هر نظامی تحت امر در معرض تنبیهات بدنی یا اعدام قرار داشت. برای مثال اگر یک کوهورت در نبرد شکسته می‌شد، مجازات آن اعدام به صورت دسیماسیون بود. در این شیوه ده سرباز انتخاب می‌شدند و یکی از آن‌ها به قید قرعه برگزیده می‌شد. نه نفر دیگر مجبور بودند او را سنگسار کرده یا با چماق بکشند. به این نه نفر از آن به بعد به جای گندم، جو داده می‌شد و از خوابیدن آن‌ها در اردوگاه جلوگیری به عمل می‌آمد.
درجه‌های نظامی مغول‌ها

در امپراتوری مغول درجه‌بندی نظامی به معنای نوینی که از عناوین سلسه مراتب در زمان معاصر بر می‌آید وجود نداشت. با این حال ارتش دارای سلسله مراتب فرماندهی بود. سازمان ارتش مغول‌ها مبتنی بر سامانه‌ی دهدهدی بود که می‌توان آن را با امپراتوری هخامنشی مقایسه کرد. ارتش بر پایه‌ی گروه‌های ۱۰ نفره به نام آرباری استوار بود که توسط یک نفر فرماندهی می‌شدند. هر ده آرباری یک گروهان صد نفره به نام ژاگوری تشکیل می‌دادند که یک فرمانده داشت. یگان بالاتر یک هنگ به استعداد هزار نفر بود که مینگاری نام داشت و توسط یک نویان فرماندهی می‌شد. بزرگترین یگان سازمانی این ارتش از ده هزار سرباز شکل گرفته بود که تومن نام داشت و توسط یک نویان منتخب فرماندهی می‌شد. مونگالیسن نیز عنوان کسی بود که ما به آن فرمانده ارتش می‌گوییم.
درجه‌های نظامی در قرون وسطی

خواننده گرامی باید توجه داشته باشد که پرداختن به درجه‌ها و تقسیمات نظامی اروپا و تأکید بر نام‌های لاتین آن‌ها در این بخش صرفاً از آن رو صورت می‌گیرد که این موارد بعدها تقریباً در تمام دنیا مورد تقلید قرار گرفتند. لذا بررسی ریشه‌های این جزئیات لازم به نظر می‌رسد.

فرماندهی عالی در ارتش‌های قرون وسطی

در قرون وسطیٰ در اروپا، ارتش شاه تحت فرمان عالی‌ترین افسر قرار می‌گرفت و هم‌او بود که فرمانده کل قوا می‌شد. از آن پس تمام افسران محلی و فرماندهان پادگان‌های دژهای مهم باید از وی فرمان می‌بردند. همچنین یک افسر با درجه‌ی فیلد مارشال (معادل سپهبد) به وی کمک می‌کرد و مسئول برپایی اردوهای ارتش بود. (مارشال‌ها به عنوان فرماندهان امور پشتیبانی عمل می‌کردند و توسط دربارهای پادشاهی و نجبا به کار گرفته می‌شدند.) افسر عالی‌رتبه مذکور از فرماندهی سواره‌نظام به فرماندهی کل ارتش می‌رسید.
منشأ درجه‌های نظامی نوین

در آن هنگام که دوران قرون وسطی رو به پایان می‌رفت، ساختار درجه‌بندی ارتش‌های این دوره رسمی‌تر می‌شد. در این دوره به افسران رده بالا، افسر تأییدشده (commissioned officers) می‌گفتند زیرا درجه‌های آن‌ها از طریق تصویب در کمیسیون‌های پادشاهی به آنان ابلاغ می‌شد. با این حال این کمیسیون‌ها تنها برای طبقه‌ی ممتاز کشورهای اروپایی در نظر گرفته می‌شدند که از میان آن‌ها می‌توان به اشراف در سرزمین اروپا و طبقه‌ی با اصالت و باسواد در بریتانیا اشاره کرد.

بنیادی‌ترین واحد نظامی در ارتش‌های قرون وسطی، کمپانی (Company = گروهان) نام داشت. سربازان این کمپانی‌ها یا گروهان‌ها نفراتی بودند که توسط یک حاکم خراجگذار تعیین (یا تربیت) می‌شدند تا برای وی (و بعدها برای شاه) خدمت کنند یا بجنگند. حاکم خراجگذار که فرمانده این گروهان بود، خود یک افسر تأییدشده با درجه‌ی کاپیتان (Captain = سروان) بود. کاپیتان از واژه‌ی متأخر لاتین با عنوان کاپیتانوس و به معنای سرکرده یا رئیس گرفته شده بود.

عنوان افسر تأییدشده‌ای که در کنار کاپیتان قرار می‌گرفت لوتنانت (lieutenant = ستوان) بود. این واژه از زبان فرانسه بر آمده بود و خود از ترکیب دو کلمه‌ی lieu به معنای مکان یا موقعیت و tenant به معنای نگهداری یا حفظ تشکیل شده بود. در نتیجه لوتنانت کسی بود که مسئول حفظ موقعیت در زمان غیاب مافوق می‌بود. اما در آن هنگام که لوتنانت در مقام همکار کاپیتان قرار نداشت، وی را مسئول یک دسته، به خصوص دسته‌ی ویژه می‌کردند.

افسر تأییدشده‌ای که پرچم گروهان (پیاده) را حمل می‌کرد اِنساین (Ensign = پرچم‌دار) نام داشت. اصل این واژه از ریشه‌ی لاتین به نام اینساینا به معنای علامت بود. معادل این درجه در یگان‌های سواره کورنت (Cornet) بود. اما در کاربرد انگلیسی در سده ۱۹ میلادی این درجات با هم ترکیب شدند و درجه‌ای واحد به نام ستوان دوم (Second Lieutenant) تشکیل شد.

شاه به تمام افسران، تأییدیه یا کمیسیون نمی‌داد. به متخصصان شاخص در ارتش حکمی داده می‌شد تا گواهی بر تخصص ایشان باشد. این افسران حکم‌دار (Warrant Officers) به افسران تأییدشده یاری می‌رساندند و از همین رو است که در زبان فارسی به ایشان ستوان‌یار اطلاق می‌شود. درجه‌ی این ستوان‌یارها از لحاظ سازمانی بالاتر از افسران تأییدنشده بود. ایشان به جای آن که مقام خود را از شاه دریافت کنند، از افسران ارشد خود می‌گرفتند. بالاترین درجه‌ی افسران تأییدنشده سارجنت (Sergeant = سرگروهبان) بود. اولین سارجنت‌ها خدمگتذاران مسلح اشراف بودند که مسئول فرماندهی، سازماندهی و تربیت یگان‌های شبه‌نظامی برای نبرد بودند. سارجنت‌ها پس از آن که سال‌ها بر یک اِسکواد (Squad = گروه یا جوخه) فرماندهی می‌کردند به این درجه دست می‌یافتند. اما معمولاً اگر یک سارجنت در هنگام ترفیع مسئول یک اسکواد می‌بود به یک افسر ستاد تبدیل می‌شد. افسران تأییدشده‌ی ستادی در زمینه‌های پرسنلی، اطلاعاتی، عملیاتی و پشتیبانی به فرمانده کمک می‌رساندند اما سارجنت‌ها (سرگروهبان‌ها) مسئول انجام تمام امور پادگانی بودند تا سربازان به بهترین نحو ممکن به فرمانده خدمت کنند. درجه‌ی گروهبانی در طول زمان به چند درجه تقسیم شد و فرماندهان سطوح مختلف ارتش از گروهبان‌هایی در سطوح مختلف استفاده می‌کردند.

درجه‌ی فرمانده یک اِسکواد (جوخه یا گروه) کورپورال (Corporal = سرجوخه) بود. کمکِ سرجوخه‌ها فردی بود که درجه‌ی لَنسِپِساد (lancepesade) داشت. لَنسِپِسادها از میان کهنه‌سربازان انتخاب می‌شدند و وظیفه‌شان کمک‌رسانی به سرجوخه یا انجام وظایف وی بود. اصل واژه‌ی لَنسِپِساد از زبان ایتالیایی و به معنای سپرشکسته بود که به تجربه‌ی بالای ایشان در جنگ اشاره داشت. اولین لنسپسادها سربازان باتجربه‌ای بودند که به سرجوخه کمک می‌کردند یا وظایف وی را انجام می‌دادند. همین عملکرد دوم ایشان بود که باعث شد ارتش‌ها به دید یک سرجوخه به لنسپسادها نگاه کنند. به همین جهت درجه‌ی لنس کورپورال (Lance Corporal = بالاتر از سرباز یکم و پایین‌تر از سرجوخه) ابداع شد که از ترکیب درجات لنسپساد و سرجوخه به وجود آمد.

پادشاهان همزمان با پایان یافتن قرون وسطی به طور گسترده‌تری رو به سربازان با تجربه آوردند تا از آن‌ها به جای سربازان غیرحرفه‌ای در سطوح پایین ارتش خود استفاده کنند. هر کدام از این سربازان حرفه‌ای شغل خود را از یک پرایوِت (Priavate = به معنای محرمانه و به اصطلاح سرباز) آغاز می‌کردند. یک پرایوت کسی بود که شغل خود را با امضای یک قرارداد محرمانه با فرمانده گروهان به منظور انجام وظیفه در برابر دریافت پول شروع می‌کرد. افزایش دستمزد ایشان با دریافت مالیات از مردم میسر می‌شد؛ دهقانان و خرده‌مالکان فقیر که خدمت وظیفه‌ی خود را که ۴۰ روز در سال بود تکمیل نمی‌کردند مجبور به پرداخت مالیات بودند. این مالیات از خزانه‌ی پادشاهی به فرمانده گروهان داده می‌شد تا وی به استخدام و عقد قرارداد با سربازان حرفه‌ای بپردازد.
منشأ درجه‌های بالاتر

با توسعه‌ی ارتش‌ها که بر پایه‌ی چندین گروهان بنا شده بودند، یک کاپیتان (سروان) به فرماندهی کل نیروهای رزمی گمارده شد و به وی لقب ژنرال (Genral = به معنی کلی یا دارنده‌ی کل قدرت) داده شد. (ارتش‌های ملی ارتش مخصوص شاه بودند. ارتش‌های رزمی نیز توسط شاه و به منظور شرکت در نبردهای بزرگ آماده می‌شدند.) در تاریخ فرانسه لوتنانت دو غو (lieutenant du roi) به افسری گفته می‌شد که همراه با نیروی نظامی فرستاده می‌شد تا نماینده شاه در استان‌های مختلف باشد. گاهی اوقات به لوتنانت دو غو لقب لوتنانت ژنرال (lieutenant general = سپهدار) داده می‌شد تا وی از لوتنانت‌هایی (ستوان‌هایی) که تابع کاپیتان‌ها (سروان‌ها) بودند متمایز شوند. به سارجنت یا سرگروهبانی که در نقش یک افسر ستادی تحت امر یک کاپیتان ژنرال (فرمانده کل) انجام وظیفه می‌کرد، سارجنت-مِیجر ژنرال گفته می‌شد (یعنی وی سرگروهبان ارشد فرمانده کل بود.) بعدها سارجنت-مِیجر ژنرال به میجر ژنرال تخفیف پیدا کرد و کاپیتان ژنرال به واژه ژنرال مخفف شد. تناقض جزئی که امروزه در ترتیب درجات غربی وجود دارد نیز از همین جا است؛ به این شکل که یک میجر (سرگرد) از یک لوتنانت (ستوان) بالاتر است اما یک میجر ژنرال (سرلشکر) از لوتنانت ژنرال (سپهبد) پایین‌تر قرار می‌گیرد.

با بزرگ شدن ارتش‌ها، اشراف‌زادگی و هویت یگانی همچنان در سطح هنگ‌ها مهم به نظر می‌رسید. شاه سوئد به نام گوستاووس آدولفوس دوم، یک یگان تاکتیکی به نام بریگاد (Brigade = تیپ) تشکیل داد که توسط یک بریگادیر ژنرال (Brigadier General = سرتیپ) فرماندهی می‌شد. این یگان به آن منظور معرفی شد تا ساختار ارتش را که مبتنی بر هنگ‌ها بود تغییر دهد. بریگادا (brigada) یک یگان مرکب بود که از پیاده‌نظام، سواره‌نظام و توپخانه عادی و به منظور انجام عملیات‌های ویژه تشکیل شده بود. اندازه‌ی هر بریگادا حدوداً به اندازه‌ی دو هنگ بود. به جرأت می‌توان گفت که بریگادا که در سده ۱۷ میلادی شکل گرفته بود نمونه‌ای از گروه‌های رزمی مدرن است.

در سال‌های پایانی سده ۱۶ میلادی، گروهان‌ها را در هنگ‌ها سازماندهی می‌کردند. افسرانی که برای فرماندهی این هنگ‌ها تأیید می‌شدند کلنل (colonel = سرهنگ) (به معنی افسر ستون یا رکن) نامیده می‌شدند. این سرهنگ‌ها برای اولین بار توسط پادشاه اسپانیایی به نام فردیناند دوم آراگونی منصوب شدند که در آن جا به ایشان کورونِلو (coronello) گفته می‌شد که به معنای افسری بود که توسط تاج و تخت شاهی نصب گردیده است. تلفظ انگلیسی این واژه نیز که در فارسی هم نفوذ کرده از همین جا مشخص می‌گردد.

نخستین کلنل‌ها (سرهنگ‌ها) کاپیتان‌هایی (سروان‌هایی) بودند که توسط شاه برای فرماندهی یک هنگ منصوب می‌شدند. لوتنانت‌ها یا ستوان‌هایی که برای وی کار می‌کردند نیز لوتنانت کلنل (Lieutenant Colonel = سرهنگ دوم) نامیده می‌شدند. در سده ۱۷ میلادی، سارجنتِ (سرگروهبان) تحت امر یک کلنل (سرهنگ) نیز سارجنت مِیجر (Sergeant Major = تقریباً معادل سرگرد) نامیده می‌شد. این سرگروهبان‌های هنگ، افسران رزمی بودند که پس از سرهنگ و سرهنگ دوم در مقام سوم فرماندهی قرار می‌گرفتند. وظیفه‌شان هم شبیه به sergeants major قدیم بود ولی با کمی تفاوت در اندازه و سطح کار. آن مقام پیشین به sergeant major general تبدیل شد تا از این درجه‌ی جدید متفاوت باشد. در طول زمان جزء سارجنت (سرگروهبان) از هر دو عنوان ساقط شد زیرا هر دوی آن‌ها برای افسران تأییدشده استفاده شدند. به این شکل بود که درجه‌های میجر (Major = سرگرد) و میجر ژنرال (Major General = سرلشکر) مشهور شدند.

استفاده از عنوان کامل سارجنت میجر (sergeant major) در سال‌های پایانی سده ۱۸ رو به افول نهاد. زیرا در این دوران از این عنوان بیشتر برای افسران ارشد تأییدنشده‌ی یک گردان پیاده یا هنگ سواره استفاده می‌شد.

بعدها هنگ به چند گردان تقسیم شد و یک سرهنگ دوم به عنوان افسر آمر و یک سرگرد به عنوان افسر اجراییات بر آن‌ها گماشته شدند.
درجه‌های نوین

نیروهای نظامی نوین سه گروه کلی از پرسنل نظامی را مشخص می‌کنند. این گروه‌ها در قرارداد ژنو به این صورت ذکر شده‌اند: افسران، درجه‌داران و سربازان.
افسران تأییدشده

افسران در ارتش با داشتن تأییدیه افسری (کمیسیون) (که امروزه مشروط به گذراندن دانشگاه افسری و دوره‌های خاص است) از دیگران متمایز می‌شوند. ایشان به منظور به دست گرفتن پست‌های فرماندهی آموزش می‌بینند.

افسران سپس به چند سطح تقسیم می‌شوند که برای مثال این تقسیمات در ارتش کانادا چهار سطح را شامل می‌شود:

* امیر، دریاسالار یا افسر هوایی
* افسران رزمی یا ارشد
* افسران گروهان یا افسران جزء
* افسران تابع (مانند دانشجوی دانشکده افسری دریایی یا زمینی در نیروهای مسلح کانادا)

امیر، امیر دریایی یا افسر هوایی

آن دسته از افسرانی که معمولاً بر یگان‌ها یا آرایشاتی فرماندهی می‌کنند که انتظار می‌رود بتوانند تا مدت مدیدی به طور مستقل عمل کنند (مانند تیپ یا بالاتر، ناوتیپ یا اسکادران دریایی) امیر یا تیمسار نامیده می‌شوند. در ارتش ایران و برخی کشورهای دیگر برای اشاره به این افسران در هر نیرویی که باشند از لقب امیر استفاده می‌شود اما در کشورهای دیگر ممکن است از القاب دیگری استفاده شود. برای مثال در ارتش آمریکا برای اشاره به فرماندهان عالی نیروی زمینی، تفنگداران دریایی و نیروی هوایی از لقب ژنرال (امیر) استفاده می‌شود در حالی که برای فرماندهان نیروی دریایی از Flag Officer (به معنای امیر دریایی) استفاده می‌گردد. همچنین در برخی از کشورهای مشترک‌المنافع از لقب افسر هوایی برای خطاب به فرماندهان هوایی استفاده می‌شود.

درجات امرای ارتشی در نیروی زمینی غالباً شامل این موارد است: ارتشبد، سپهبد، سرلشکر و سرتیپ. با این حال ممکن است در کشورهای مختلف اختلافات کوچک یا بزرگی نیز دیده شود.

در نیروی دریایی نیز درجات امرا عبارت است از: دریابد، دریاسالار، دریابان، دریادار. در برخی از کشورها ناخدا یکم را هم جزو امرا حساب می‌کنند.

در ارتش بریتانیا و بسیاری از کشورهای مشترک‌المنافع، از درجات جداگانه‌ای برای خطاب به امرای نیروی هوایی استفاده می‌شود اما در کشورهایی همچون ایران، کانادا، ایالات متحده و بسیاری از کشورهای قاره آمریکا از درجات مشابه نیروی زمینی (به همراه تقسیمات مبتنی بر اصطلاح سرتیپ) استفاده می‌شود.

در برخی از کشورها به خصوص ایالات متحده برای اشاره به این امرا از اصطلاح ستاره‌دار استفاده می‌شود که اشاره به ستاره‌هایی دارد که ایشان بر سردوشی خود نصب می‌کنند: به طور معمول سرتیپ دارای یک ستاره است و امرای بالاتر هر کدام دارای یک ستاره بیشتر از درجه‌ی پایین‌تر هستند. در ایالات متحده بیشینه‌ی تعداد ستاره‌ها پنج عدد بود که در تمام نیروها (به جز نیروی تفنگداران دریایی و گارد ساحلی) وجود دارد. با این حال در مواردی هم بوده است که شش ستاره به امرا اعطا شده که ژنرال جان ج. پرشینگ نمونه‌ای از آن‌ها است. به جرج واشنگتن نیز پس از مرگ چنین درجه‌ای داده شد. همچنین در نیروی دریایی نیز یک بار درجه شش ستاره‌ی امیری به دریابد جرج دووی اعطا شد و پس از مرگ وی این درجه ملغی اعلام شد.)

برخی از عناوین درجات واقعی نیستند بلکه به خاطر کار خاص و یا تجلیل از افسران به آن‌ها اطلاق می‌شود. برای مثال در ارتش فرانسه Général de corps عملکردی دارد که از برخی Généraux de division انتظار می‌رود و Maréchal de France که به بالاترین مقام نظامی اطلاق می‌شود برخی اوقات قدرت فرماندهی عملی کسانی را که ملقب به آن هستند زیر سؤال می‌برد. در نیروی دریایی ایالات متحده، کُمودور (Commodore) یک ناخدا یکم ارشد است که فرماندهی یک اسکادران دریایی را بر عهده دارد. این اسکانداران آن قدر بزرگ نیست که به یک دریادار دوم سپرده شود. کمودور در گذشته به عنوان درجه استفاده می‌شد اما امروزه تنها یک لقب است. همچنین لقب کمودور (و نه درجه‌ی آن) را می‌توان برای اشاره به ناخدای ارشدتری خطاب کرد که از ناخدای (کاپیتان) یک کشتی بالاتر است (زیرا تنها فرمانده کشتی در حال حرکت را می‌توان با لقب ناخدا صدا زد). ناخداهای تفنگدار دریایی از واژه میجر (سرگرد) برای تفکیک بین ناخدای عرشه و ناخدای ارشدتر سوار بر کشتی (که فرمانده کشتی نیست) استفاده می‌کنند.
افسران رزمی یا ارشد

افسران ارشد یا افسران رزمی به آن دسته از افسران گفته می‌شود که بر یگان‌هایی فرمان می‌رانند که انتظار می‌رود بتوانند تا مدت زمان کوتاهی به تنهایی عمل کنند (مانند گردان‌های پیاده، هنگ‌های زرهی یا توپخانه، کشتی‌های جنگی یا اسکادران‌های هوایی). همچنین افسران رزمی معمولاً شغل‌های ستادی را پر می‌کنند.

درجه‌هایی که غالباً افسر ارشد خوانده می‌شوند عبارتند از: سرهنگ، سرهنگ دوم و سرگرد. در نیروی زمینی بریتانیا سروانی که دارای شغل آجودانی باشد نیز جزو افسران ارشد به شمار می‌رود. در بسیاری از کشورهای مشترک‌المنافع درجه‌ی رزمی سرتیپ به عنوان افسر ارشد به کار می‌رود هر چند که وی شغل یک سرتیپ را در مقایسه با کشورهای دیگر انجام می‌دهد.

درجات افسران ارشد دریایی عبارت است از ناخدا یکم و ناخدا دوم. در برخی از کشورها درجه‌ی کمودور نیز جزو افسران ارشد به شمار می‌رود. در برخی کشورهای دیگر درجه‌ای به نام ناخدا سوم که معادل سرگردی در نیروی زمینی است نیز جزو افسران ارشد به حساب می‌آید.

درجات افسران ارشد هوایی در کشورهای مشترک‌المنافع عبارتند از: کاپیتان گروه هوایی (Group Captain)، فرمانده گروه هوایی (Wing Commander) و فرمانده اسکادران (Squadron Leader). در کشورهای دیگر این درجات به ترتیب مشابه نیروی زمینی است.

در ایران به طور عامیانه برای اشاره به چنین افسرانی از اصطلاح قپه‌دار استفاده می‌شود که اشاره به نوع علائم منصوب بر روی سردوشی آنان دارد.
افسران جزء یا گروهان

درجات افسران جزء شامل چهار درجه‌ی پایین افسری است. از یگان‌هایی که در اختیار این افسران گذارده می‌شود انتظار نمی‌رود که بتوانند به مدت زمان زیاد یا کم به تنهایی عمل کنند. در برخی از یگان‌ها از افسران جزء نیز در امور ستادی استفاده می‌شود. با این حال در برخی از نیروهای نظامی جهان ممکن است یک سروان به عنوان افسر ثابت فرمانده یک یگان در اندازه گروهان باشد که برای مثال می‌توان به یک اسکادارن مهندسی زمینی یا آتشبار توپخانه صحرایی اشاره کرد.

معمول‌ترین درجات افسران جزء عبارت است از درجه سروان و تقسیمات مختلف ستوان نظیر ستوان یکم و دوم (و سوم). این درجات در نیروی دریایی عبارتند از ناوسروان و ناوبان یکم و دوم (و سوم). برخی اوقات ناخدا سوم نیز جزو درجات افسران جزء حساب می‌شود. در کشورهای مشترک‌المنافع (به جز کانادا) درجات افسران جزء نیروی هوایی عبارت است از ستوان پرواز (Flight Lieutenant)، افسر پرواز (Flying Officer = معادل ستوان یکم هوایی) و افسر خلبان (Pilot Officer = معادل ستوان دوم هوایی).

«سپاه افسران ایالات متحده به ده دسته ضریب حقوقی تقسیم می‌شوند که به ترتیب در گروه‌های O-۱ تا O-۱۰ قرار می‌گیرند. افسرانی که در دسته‌های O-۱ تا O-۳ قرار می‌گیرند افسر گروهانی یا در سطح گروهان خوانده می‌شوند. در نیروی زمینی، سپاه تفنگداران دریایی و نیروی هوایی، دسته‌ی O-۱ به ستوان دوم، O-۲ به ستوان یکم و O-۳ به سروان تعلق دارد. در نیروی دریایی نیز ناوبان دوم، ناوبان یکم و ناوسروان به ترتیب در آن دسته‌ها قرار می‌گیرند. افسرانی که در سه دسته‌ی بعدی (از O-۴ تا O-۶) هستند افسر ارشد به حساب می‌آیند. در نیروی زمینی، سپاه تفنگداران دریایی و نیروی هوایی دسته‌ی O-۴ به سرگرد، O-۵ به سرهنگ دوم و O-۶ به سرهنگ تعلق دارد. در نیروی دریایی نیز ناخدا سوم، ناخدا دوم و ناخدا یکم به ترتیب در همان دسته‌ها قرار می‌گیرند. چهار دسته‌ی باقیمانده متعلق به امرای نیروی زمینی، سپاه تفنگداران دریایی، نیروی هوایی و نیروی دریایی است. در نیروی زمینی، سپاه تفنگداران دریایی و نیروی هوایی، دسته‌ی O-۷ به سرتیپ، O-۸ به سرلشکر، O-۹ به سپهبد و O-۱۰ به ارتشبد تعلق دارد؛ در نیروی دریایی نیز به ترتیب دریادار، دریابان، دریاسالار و دریابد در دسته‌های مذکور قرار می‌گیرند.»
افسران تابع/افسران دانشجو

در آمریکا، بریتانیا و بسیاری از نیروهای مسلح غربی به افسرانی که در حال تحصیل هستند افسر دانشجو اطلاق می‌شود. درجه‌ی ایشان در نیروی زمینی و هوایی کَدِت (Cadet) و در نیروی دریایی میدشیپ‌مَن (Midshipman) است. این دانشجوها معمولاً در دانشگاه‌های نظامی تحصیل می‌کنند ولی در برخی از کشورها (به خصوص در بسیاری از ایالات آمریکا) این دانشجویان در واحدهای نظامی که در کنار دانشکده‌های غیرنظامی واقع شده درس می‌خوانند که از میان آن‌ها می‌توان به سپاه آموزش افسران احتیاط ROTC اشاره کرد. این موضوع به دلیل آن است که از افسران انتظار می‌رود تا دست کم چهار سال تحصیلات دانشگاهی داشته باشند.

با این که دانشجویان نظامی از قدرت و اعتبار کم‌تری برخوردار هستند (معمولاً این دانشجویان هیچ قدرتی بر افسران، ستوانیاران یا درجه‌داران ندارند و تنها می‌توانند به افسران دانشجوی سال‌های پایین‌تر دستور بدهند). اما دانشجویان دریایی به طور تاریخی اختیارات محدودی در کشتی دارند که می‌توان برای نمونه به نیروی دریایی بریتانیا اشاره کرد. بعدها نیروی دریایی آمریکا نیز این اختیارات را در اختیار میدشیپ‌مَن‌های خود گذاشت اما پس از آن این اختیارات از آن‌ها گرفته شد تا با دیگر دانشجویان نظامی همسان گردند.

دانشجویان نظامی با درجه‌ی کدت یا میدشیپ‌مَن می‌توانند به یک دوره‌ی آموزشی دوازده هفته‌ای فشرده در آموزشگاه نامزدان افسری (OCS) بروند تا از درجه‌ی خود به درجه‌ی افسر ارتش دست یابند. هر نیرو دست کم دارای یک یا چند تا از این آموزشگاه‌ها است. دانشجویانی که به این دوره وارد می‌شوند، کاندیدا یا نامزد افسری خوانده می‌شوند.
ستوانیاران

درجه‌ی ستوانیاری در کشورها و یا نیروهای مختلف به صورت‌های گوناگونی وجود دارد. برخی کشورها این ستوانیاران را به عنوان یک درجه‌دار تلقی می‌کنند یعنی او را جزو افسران به شمار نمی‌آورند. اما در برخی دیگر از کشورها درجه‌ی ستوانیاری، درجه‌ای بین افسری و درجه‌داری است که به نفرات متخصص اعطا می‌شود.

در ایالات متحده، ستوانیاران با یک حکم (Warrant) منصوب می‌شوند و سپس توسط ریاست جمهوری (فرماندهی کل قوا) به درجه‌ی ستوانیار نائل می‌گردند.

این درجه در ایران تا مدتی وجود داشت، اما بعدها لغو شد تا کسانی که مدارج درجه‌داری را طی می‌کردند به رتبه ستوان‌سومی ارتقا پیدا کنند. هم‌اکنون یک استوار یکم پس از پایان چهار سال توقف به جای دریافت درجه‌ی ستوانیاری، می‌تواند یک افسر با درجه ستوان سوم شود.
پرسنل درجه‌دار و سرباز

این دسته کسانی هستند که درجه‌شان پایین‌تر از افسری است و بیشینه‌ی توده‌ی ارتش را تشکیل می‌دهند. این نظامیان که نشان درجه‌ی خود را بر روی بازو نصب می‌کنند در کشورهای مختلف عناوین مختلفی دارند. برای مثال در آمریکا به آنان پرسنل داوطلب (Enlisted Personnel)، در بریتانیا و برخی از کشورهای دیگر درجه‌داران متفرقه (Other Ranks) و در کانادا اعضای بدون حکم یا تأییدنشده (Non-commissioned Members) گفته می‌شود.
درجه‌داران

درجه‌داران (که در آمریکا و برخی کشورهای دیگر افسران بدون تأییدیه خوانده می‌شوند) آن دسته از پرسنل نظامی هستند که تحت فرمان یک افسر عمل کرده و اختیارات وسیعی از طرف وی برای سرپرستی و رسیدگی به دیگر اعضای نظامی داشته و یا مسئول انجام امور مهم اداری می‌شوند. برداشت رایج پیرامون درجه‌داران در نیروی زمینی آمریکا و حتی بسیاری دیگر از کشورها این است که «درجه‌داران ستون فقرات ارتش هستند!» ایشان مسئول مراقبت و کنترل مستقیم اعضای نظامی جزء هستند و غالباً در یگان‌های رزمی به عنوان افسران اجرائیات عمل می‌کنند.

بالاترین و ارشدترین نفرات درجه‌دار به لحاظ رسمی پایین‌تر از افسران جزء و حتی ستوانیاران تلقی می‌شوند. با این حال اغلب این درجه‌داران دارای تجربه‌ی بیشتری در امور رزمی و غیره نسبت به افسران جزء هستند. در بیشتر نیروهای زمینی جهان به دلیل آن که افسران جزء مسئولیت‌ها و اختیارات سنگین دارند اما از تجربه‌ی کمتری برخوردارند، درجه‌داران ارشد را به عنوان سرگروهبان یگان در کنار ایشان می‌گمارند تا مشاوره‌های لازم را به آن‌ها بدهد. در برخی سازمان‌ها ممکن است درجه‌داران ارشد و قدیمی مسئولیت رسمی داشته و دارای احترام غیررسمی بیشتری نسبت به افسران جزء باشند. اما در این وضعیت هم احترام ستوانیاران بالاتر است زیرا ستوانیاران غالباً از بین درجه‌داران ارشد انتخاب می‌شوند.

درجات درجه‌داران در نیروی زمینی عبارت است از استوار، گروهبان و سرجوخه. در نیروی دریایی نیز به ایشان ناواستوار، مهناوی و سرناوی می‌گویند
دیگر اعضای نظامی

به آن دسته از پرسنل نظامی که دارای هیچ‌گونه اختیارات فرماندهی نیستند و تنها ملزم به اطاعت از دستورات مافوق بوده (که اصطلاحاً به آن‌ها در ایران امربَر گفته می‌شود) عناوینی چون سرباز (در نیروی زمینی)، سرباز/سرباز هوایی (Airman) (در نیروی هوایی)، گارد (در گارد ساحلی) و ناوی یا ملوان در (نیروی دریایی) داده می‌شود. در سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده بدون توجه به درجه به تمام پرسنل، تفنگدار (Marine) گفته می‌شود. در برخی از کشورها عنوان‌های دیگری برای سربازان صرف به کار برده می‌شود که این نام‌ها در واقع نشان‌دهنده‌ی سطح دریافت دستمزد بوده و ربطی به اختیارات نظامی ندارد. این القاب ممکن است در برخی کشورها درجه حساب شوند و در برخی دیگر هیچ نشانه‌ی مزیتی برای نفر ایجاد نکنند. هر درجه نشان‌دهنده‌ی آن است که نفر تا چه اندازه و به چه میزان توانسته است به نحو احسن در جنگ یا تمرینات عمل کند.

مخاطب ایرانی باید توجه داشته باشد که درجه‌ی سرباز با عنوان سرباز متفاوت است. در ارتش، تمام پرسنل خود را سربازان (Soldier) میهن می‌دانند که مراد از این واژه در این جا از خودگذشتگی و آمادگی برای جنگ است. اما درجه‌ی سرباز (Private) صرفاً به کسانی اطلاق می‌شود که اختیار خاصی از لحاظ رزمی یا اداری بر نیروهای دیگر ندارند و باید صرفاً از دستورات مافوق اطاعت کنند. شاید اصطلاح سرباز صرف (که به اشتباه به صورت سرباز صفر باب شده است) از آن رو استفاده می‌شود تا نشان‌دهنده‌ی این موضوع باشد که وی صرفاً یک نظامی (سرباز) است که دارای هیچ اختیاراتی نیست.
انتصاب

انتصاب (ترفیع درجه) اشاره به وسیله‌ای دارد که شخص از طریق آن، به مقامی رسیده و می‌تواند اختیارات خود را اعمال می‌کند. برای مثال در بسیاری از کشورهای پادشاهی، افسران از طریق کمیسیون پادشاهی و در بسیاری از کشورهای دیگر از طریق کمیسیون ریاست جمهوری در مقام افسری نصب می‌شوند. در کشورهای مشترک‌المنافع ستوانیاران نیز از پادشاه یا ریاست جمهوری حکم دریافت می‌کنند. در ایالات متحده، ریاست جمهوری افسران لایق را برای انتصاب به سنای این کشور معرفی می‌کند. بسیاری از این افسرها به صورت یک جا و با رأی‌گیری علنی منصوب می‌شوند؛ اما امرا لازم است که در برابر کمیسیون نیروهای مسلح حاضر شوند و به پرسش‌های اعضای آن پاسخ مناسب دهند تا بتوانند رضایت ایشان را پیش از اخذ رأی در سنا جلب کنند.

درجه‌داران به وسیله‌ی یک برگه‌ی حکم که معمولاً از طریق فرمانده نیرو صادر می‌شود منصوب می‌شوند. ورود به نیرو نیز معمولاً با ثبت‌نام در آموزشگاه‌های درجه‌داری انجام می‌شود.

گاهی اوقات ممکن است که پرسنل در مقامی خدمت کنند که بالاتر از درجه‌شان هست. برای مثال در نیروی دریایی بریتانیا، ممکن بود یک ناخدا یکم کار یک کمودور را انجام دهد و در نیروی زمینی یک سرباز کار یک سرجوخه را.
اندازه یگان فرماندهان
نمونه‌ای از اندازه‌ی یگان و کاربرد اصطلاحات نظامی (سپاه تفنگداران دریایی آمریکا)

برای درک بهتر معنای این درجات – و برای آن که بتوان مقایسه‌ای بین آن‌ها در نیروهای مسلح جهان، ملل گوناگون و تنوع القاب و نشان‌ها به دست آورد – شناخت سطوح و اندازه‌های نسبی هر یگان مفید به نظر می‌رسد. برای این منظور از نیروهای زمینی سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده به عنوان الگو استفاده می‌کنیم. به یاد داشته باشید که در هر کشور ممکن است سیستم خاصی استفاده گردد. در واقع در نیروی زمینی آمریکا شخصی با درجه‌ی یکسان با همتای خود در سپاه تفنگداران دریایی بر یگانی فرماندهی می‌کند که با اندازه‌ی یگان آن شخص دیگر تفاوت دارد.

در بررسی سیر فرماندهی نفرات در این سیستم، از پایین به بالا، یک سرجوخه فرمانده یک تیم آتش به استعداد سه نفر به غیر از خود وی است، یک گروهبان یکم فرمانده یک گروه است که دارای سه تیم آتش باشد. در نتیجه یک گروه کامل در این نیرو ۱۳ نفر ظرفیت دارد. گروه‌ها را معمولاً با شماره مشخص می‌کنند، مثلاً گروه یکم، گروه دوم و…

یک ستوان بر یک دسته فرماندهی می‌کند که می‌تواند دارای سه یا چهار گروه باشد. در نیروهای پیاده تفنگداران دریایی، دسته‌های تفنگدار معمولاً دارای سه گروه تفنگدار به استعداد ۱۳ نفر، یک پزشکیار، یک فرمانده دسته و یک سرگروهبان دسته (که پس از فرمانده جایگاه دوم را دارد) هستند. یک دسته‌ی ادوات به جای این سه گروه از یک قسمت خمپاره‌انداز ۶۰ میلی‌متری، یک قسمت هجومی (؟) و یک قسمت تیربار متوسط استفاده می‌کند. یک دسته پیاده بسته به نوع نیرو می‌تواند از ۴۲ تا ۵۵ نفر نیرو داشته باشد. دسته‌ها معمولاً شماره‌گذاری می‌شوند (دسته‌ی یکم) و یا طبق مأموریت اصلیشان نام‌گذاری می‌شوند (مثل دسته‌ی خدمات).

یک سروان فرمانده یک گروهان می‌شود که معمولاً دارای چهار دسته (سه دسته‌ی تفنگدار و یک دسته‌ی ادوات) است. مرکز فرماندهی وی می‌تواند شامل یک Gunnery Sergeant به همراه هفت نفر دیگر باشد. در نتیجه یک گروهان می‌تواند بین ۱۷۵ تا ۲۲۵ نیرو داشته باشد. یک سروان ممکن است بر یگان‌های همسانی نظیر آتشبار یا قسمت (Detachment) نیز فرماندهی کند. در کشورهای انگلیسی‌زبان معمولاً از حروف الفبا برای نام‌گذاری گروهان‌ها استفاده می‌شود اما در کشورهای غیرانگلیسی‌زبان از اعداد استفاده می‌شود.

یک سرهنگ دوم، فرمانده یک گردان یا اسکادران می‌شود که غالباً دارای چهار گروهان به همراه اعضای ستاد گردان می‌باشد. یک گردان می‌تواند بین ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر نیرو داشته باشد که معمولاً در قالب دو تا شش گروهان قرار می‌گیرند.

یک سرهنگ بر یک هنگ یا گروه هوایی فرماندهی می‌کند که غالباً دارای چهار گردان (در یگان‌های پیاده) یا پنج تا شش گروه هوایی (در گروه هوایی) است. گردان‌ها و هنگ‌ها معمولاً شماره‌گذاری می‌شوند که این شماره‌گذاری می‌تواند هم به صورت یک گردان مستقل باشد و هم به صورت بخشی از ساختار هنگ. برای مثال ۱/۱ تفنگداران دریایی در سپاه تفنگداران دریایی یا گردان ۱-۵۰۱ پیاده در نیروی زمینی آمریکا.

برای درک بهتر مثال آخر بهتر است به سراغ یک یگان واقعی برویم. گردان یکم از هنگ یکم تفنگداران دریایی از لشکر یکم تفنگداران دریایی از نیروی یکم اعزامی تفنگداران دریایی از سه گروهان پیاده، یک گروهان ادوات و یک گروهان خدمات و ستاد تشکیل شده است. بالاتر از آن، هنگ یکم تفنگدار دریایی (یا همان تفنگدارهای دریایی یکم؛ در اصطلاح ارتش آمریکا) از چهار گردان، یک گروهان ستاد هنگ تشکیل یافته است. گروه کنترل هوایی ۱۸، از گروه هوایی یکم تفنگدار دریایی، از نیروی سوم (III) اعزامی تفنگداران دریایی، از چهار اسکادران، یک آتشبار و یک detachment که مجموعه‌ای از یگان‌هایی با اندازه‌های مختلف تحت یک یگان به اندازه‌ی هنگ است تشکیل شده است.

به طور سنتی در سطح بعدی تیپ قرار می‌گیرد که توسط یک سرتیپ فرماندهی می‌شود و معمولاً دارای دو یا چند هنگ است. اما این ساختار امروزه دیگر منسوخ شده است. امروزه در نیروی زمینی آمریکا یک تیپ از نظر اندازه تقریباً برابر با هنگی است که بین سه تا هفت گردان داشته باشد. استعداد آن معمولاً در حدود ۱۵۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر است. اما تیپ‌ها در سپاه تفنگداران دریایی آمریکا تنها به منظور انجام مأموریت‌های خاص شکل می‌گیرند. همچنین این تیپ‌ها از لحاظ اندازه بزرگتر و دارای گردان‌های متنوع‌تری نسبت به هنگ هستند. به این صورت این تیپ‌ها می‌توانند نقش سنتی خود را به عنوان کوچکترین آرایشی که می‌تواند به طور مستقل و بدون دریافت پشتیبانی خدماتی- تاکتیکی از بیرون عمل کند در میدان نبرد پیاده کنند. تیپ‌ها هم معمولاً شماره‌گذاری می‌شوند.

سطح بالاتر از هنگ و تیپ، لشکر نام دارد که توسط یک سرلشکر فرماندهی می‌شود و دارای ۱۰،۰۰۰ تا ۲۰،۰۰۰ نفر نیرو است. برای مثال لشکر یکم تفنگدار دریایی از چهار هنگ تفنگدار دریایی (از همان نوع فوق‌الذکر)، یک گردان هجومی آبخاکی، یک گردان شناسایی، دو گردان شناسایی زره‌سبک، یک گردان مهندسی رزمی، یک گردان تانک و یک گردان ستادی لشکر که جمعاً به اندازه ۱۹،۰۰۰ نفر می‌شوند تشکیل شده است. (درون گردان ستادی لشکر، یک گروهان ستادی، یک گروهان خدماتی، یک گروهان دژبان، یک گروهان مخابرات و یک گروهان ترابری قرار دارند.) از یک یگان مشابه درون نیروی اعزامی تفنگدار دریایی (MEF) می‌توان گروه پشتیانی (MLG) را نام برد که یک یگان در حد هنگ نیست بلکه یگان پشتیبانی بسیار بزرگتری است که دارای چندین گردان از پرسنل خدماتی است. لشکرها را معمولاً شماره‌گذاری می‌کنند اما ممکن است آن‌ها را بر اساس نوع مأموریت یا نام یک شخصیت برجسته نام‌گذاری کنند.

لشکر یکم تفنگدار دریایی بخشی از نیروی اعزامی تفنگدار دریایی است. این نیرو همچنین دارای یگان‌های نظیر گروه هوایی سوم تفنگدار دریایی، گروه اول پشتیبانی تفنگدار دریایی، تیپ اول اعزامی تفنگدار دریایی (در صورت نیاز)، سه یگان اعزامی تفنگدار دریایی (که دارای گروه‌های بالگرد هستند) و یک گروه مأموریت هوانیروز تفنگدار دریایی در حد گردان است. در سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده کلاً سه نیروی اعزامی تفنگدار دریایی وجود دارد.

در نیروی زمینی ایالات متحده سطح بالاتر از لشکر، سپاه نام دارد اما این سطح در تفنگداران دریایی نیروی اعزامی تفنگدار دریایی گفته می‌شود. فرمانده آن نیز یک سپهبد است. در بسیاری از نیروهای زمینی جهان، یک سپاه دارای ۶۰،۰۰۰ نفر نیرو است که معمولاً به سه لشکر تقسیم می‌شود. سپاه (و دیگر سازمان‌های مشابه آن) معمولاً توسط اعداد رومی مشخص می‌شوند و اگر این سپاه‌ها در قالب نیروهای مشترک (بین‌المللی) باشند ملیتشان نیز به آن اعداد اضافه می‌شود. برای مثال V (US) Corps (سپاه پنجم آمریکا), VIII (ROK) Corps (سپاه هشتم بریتانیا), II MEF (سپاه دوم تفنگدار دریایی), I Canadian Corps (سپاه یکم کانادا).

  1. مدیر سایت
    ۵ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۷ | #1

    یادم می آید روزی حاج کاظم (پرویز پرستویی) گفت:

    تو می‌دونی گردان بره خط گروهان برگرده یعنی چی؟ تو می‌دونی گروهان بره خط دسته برگرده یعنی چی؟ تو می‌دونی دسته بره خط نفر برگرده یعنی چی؟

  2. مدیر سایت
    ۵ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۶ | #2

    نکات کنکوری:

    اگر همیشه قاطی میکنید درجه ها رو بهتره سعی کنید علاوه بر اینکه یاد میگیرید جهت خطاب فرد درجه او را دقیق صدا نمایید وگرنه چند ساعت بازداشت برایتان در پی خواهد داشت. البته در سپاه این قضیه زیاد جدی نیست و نزدیکترین درجه را بگویید ولی در ارتش علاوه بر اینکه تا درجه سرهنگی باید درست خطاب کنید از سرهنگ تمام به بالا باید از لقب “امیر” نیز بهره ببرید. سپاه از واژه تازه ساز “سردار” بهره میبرد.

    اگر نظامی نیستید میتوانید در همه جا برای اینکه کارتون راه بیفته ترفیع درجه بدید؛ بطور مثال:

    سرباز تا استوار تمام –> سرکار استوار

    ستوان ۱ ۲ ۳ –> جناب سروان

    سروان –> جناب سرگرد

    سرگرد ، سرهنگ ۲ –> جناب سرهنگ

    سرهنگ ۱ –> امیر سرتیپ

    سرتیپ ۱ ۲ ، سرلشکر ، سپهبد –> امیر (ارتشی ها) و سردار ( سپاهی ها)

    ارتشبد –> فرمانده کل قوا

  3. کمیل
    ۸ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۵:۱۶ | #3

    عکست خیلی باحاحاله!

  4. ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۷ | #4

    بابا ایولاه داره

  5. ناشناس
    ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ در ۰۸:۴۱ | #5

    درد و دلای یک آش خور:
    چه سخت است این قوانین مرتب، قانونهای بانظم
    بریدیم و دیگه نایی نداریم ، ای آقای سرهنگ
    همیشه راس ۵ صبح بیدار، همیشه در کف خواب
    شبا هم راس ۹ هستیم در خواب، ای وای داد بیداد
    به دل حسرت خوریم شامی نداریییم، کجایی شام هر شب
    فقط یک کاسه آب لپه داریم، بازم شام مامانی
    به جای کفشهامون چکمه دادن، چاره ای نداریم
    لباسامون همه یکرنگ و یکدست، با هم فرقی نداریم
    یکی از بچه هامون قطره قطره، اشک می ریخت زچشماش
    می گفت طاقت ندارم من بمانم، می خوام برم از اینجا
    همیشه چل پنجا بار کلاغ پر میرویم تو یک صف
    شدیم مث کلاغ رو مترسک، ای وای داد بیداد

  6. ناشناس
    ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ در ۰۸:۴۳ | #6

    کلیه حق و حقوق مادی، معنوی، اجتماعی، فرهنگی و … بجز سیاسی این شعر مطعلق به خودمه.
    طمع سارقین بریده لطفا.

  7. امین
    ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۹ | #7

    سلینگ.
    اطلاعات بدرد بخور یعنی این! سپاس.

  8. ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۶:۰۳ | #8

    امروز خانمشون اومد و گفت که به رحمت خدا رفته(اخ جون؟؟!!! از تنهایی تو این دنیای بزرگ می گفتن) دوستانی که پست میذارن فاتحه ای بخونند برای خودشون هم خوبه
    اللهم صلی…

  9. مدیر سایت
    ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۶:۲۶ | #9

    کرکفا :

    امروز خانمشون اومد و گفت که به رحمت خدا رفته(اخ جون؟؟!!! از تنهایی تو این دنیای بزرگ می گفتن) دوستانی که پست میذارن فاتحه ای بخونند برای خودشون هم خوبه
    اللهم صلی…

    اصلا معنی کامنتت برام واضح نیست … یعنی چی اینا؟

  1. بدون بازتاب