حرفهایی برای تنهایی و نگفتن

حرف هایی هست برای گفتن
که اگر گوشی نبود، نمی گوییم
حرف هایی هم هست برای نگفتن
حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند
و سرمایه ی ماورائی هر کسی به اندازه ی
حرف هایی است که برای نگفتن دارد
حرف های بی قرار و طاقت فرسا
که همچون زبانه های بی تاب آتشند
کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند
اینان در جستجوی مخاطب خویشند
اگر یافتند آرام می گیرند
و اگر نیافتند، روح را از درون به آتش می کشند
و خدا برای نگفتن، حرف های بسیار داشت
درونش از آن ها سرشار بود
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟
و خدا بود و عدم
جز خدا هیچ نبود
در نبودن، نتوانستن بود
با نبودن نتوان بودن
و خدا تنها بود
هر کسی گمشده ای دارد
و خدا گمشده ای داشت













آخرین نظرات