مدیریت کوروش بزرگ اثر گزنفون | Xenophon’s Cyrus the Great

کتاب مدیریت کوروش بزرگ به بازار کتاب عرضه شد.
این اثر نخستین و بهترین کتاب می باشد در زمینه رهبری به نگارش در آمده است.

کتاب مدیریت کوروش بزرگ به بازار کتاب عرضه شد.
این اثر نخستین و بهترین کتاب می باشد در زمینه رهبری به نگارش در آمده است.

به امید خدا سایت یکساله شد ، حالا که دوره تست تموم شده دوست دارم نظر خودتون رو راجع به سایت بگید.
مطالب ، قالب ، عکسها و کلا هر چیزی که انتقاد + یا – نسبت به آن دارید را برای من بنویسید.
با عرض متشکرم
مدیریت سایت بین الخودمونی زارعی دات نت
تصویر پیکر سوخته شهید بهشتی
حادثه هفتم تیر ۱۳۶۰ و انفجار هولناک دفتر حزب جمهوری اسلامی ، هنوز هم ابهامات زیادی دارد و برخلاف آنچه که خیلی ها فکر می کنند مجاهدین خلق(منافقین) هنوز بطور علنی و رسمی مسئولیت این انفجار و حتی انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰(انفجار دفتر نخست وزیری) را نپذیرفته اند…
به نظر می رسد با توجه به قرائنی که هست بانیان این فاجعه ، فقط گروه -یعنی مجاهدین خلق-نبوده اند و چند جریان سیاسی برانداز چپ در این انفجار نقش داشتند،چند روز قبل از واقعه ۷تیر، سعید سلطانپور از اعضای اصلی جریان فدایی اقلیت دستگیر و اعدام شده بود و به نظر می رسد کادرهای فدایی اقلیت با همکاری مجاهدین خلق این انفجار را تدارک دیدند و سئوال اینجاست این اسرار تا کی باید پشت پرده بماند؟ چرا حادثه هفتم تیر را فقط از جنبه های عاطفی و احساسی تحلیل می شود؟

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایّام ناگهان برباغ و بوستان شمانیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام برحلق و بردهانِ شمانیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان دربقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست گرد سُم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شماناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعداز دوروزاز آن شمانیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدّتی این گُل،ز گُلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده دراین خانه مال وجاه این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپُرده به چوپان گرگ طبع این گُرگیِ شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حُکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم که به نیکی دُعای سیف یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
محمد فرغانی

قال المیلاد: ما از دید دشمنانمان دشمنانی هستیم که به دشمنی با دشمنان می پردازیم.

حرف هایی هست برای گفتن
که اگر گوشی نبود، نمی گوییم
حرف هایی هم هست برای نگفتن
حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند
و سرمایه ی ماورائی هر کسی به اندازه ی
حرف هایی است که برای نگفتن دارد
حرف های بی قرار و طاقت فرسا
که همچون زبانه های بی تاب آتشند
کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند
اینان در جستجوی مخاطب خویشند
اگر یافتند آرام می گیرند
و اگر نیافتند، روح را از درون به آتش می کشند
و خدا برای نگفتن، حرف های بسیار داشت
درونش از آن ها سرشار بود
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟
و خدا بود و عدم
جز خدا هیچ نبود
در نبودن، نتوانستن بود
با نبودن نتوان بودن
و خدا تنها بود
هر کسی گمشده ای دارد
و خدا گمشده ای داشت

kafee net کاملا بدون شرح

اگر ایران به جز ویران سرا نیست
من این ویران سرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است
من این افسانه ها را دوست دارم
اگر آب و هوایش نیست دلکش
من این آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من این یک تکه جا را دوست دارم
دیگه ندارم ٬ طاقت موندن
من این شهر و رها میکنم از درد شبونه
دل موطن من مرده ز بیداد زمونه
ایران ٬ ایران٬ سرم روی تنِ من
نباشه گر که بیگانه بشه هموطن من
اگه خاک من از دست بره ٬ جایی ندارم
دلم می میره از غصّه دیگه ٬ نایی ندارم
بجز نام تو ای مام وطن ٬ ای موطن من
دگر بر روی لبهای خود ٬ آوایی ندارم
ایران ٬ ایران سرم روی تن من
نباشه گر که بیگانه بشه هم وطن من
——————————————————————–
خیلی دوستش داشتم، خیلی خیلی زیاد…
ایران وطن من.
این متن عر بود اگه آهنگش رو با صدای مازیار گوش کنی که دیگه فنتستیک

به بهانه شیراز رفتنم تصمیم گرفتم چند تا آهنگ و مطلب راجع به واسونک براتون انتشار بدم …
واسونک رو دوست دارم . واستا، نرو …
واسونک ترانهای است که مردی را وا میایستاند. قدقامتیست برای یک مرد از زبان زنی دلبستهی زندگی که جرئت خواندن ترانه را داشته باشد تا با ترفندی به مرد بگوید:
«واستا، بذار برات اینو بخونم.» یا نه، میگوید: «وامیستونمت که نری.»
آخرین نظرات