ایران من

۲۱ فروردین ۱۳۸۹ مدیر سایت بدون دیدگاه

اگر ایران به جز ویران سرا نیست

من این ویران سرا را دوست دارم

اگر تاریخ ما افسانه رنگ است

من این افسانه ها را دوست دارم

اگر آب و هوایش نیست دلکش

من این آب و هوا را دوست دارم

تمام عالم از آن شما باد

من این یک تکه جا را دوست دارم

دیگه ندارم ٬ طاقت موندن

من این شهر و رها میکنم از درد شبونه

دل موطن من مرده ز بیداد زمونه

ایران ٬ ایران٬ سرم روی تنِ من

نباشه گر که بیگانه بشه هموطن من

اگه خاک من از دست بره ٬ جایی ندارم

دلم می میره از غصّه دیگه ٬ نایی ندارم

بجز نام تو ای مام وطن ٬ ای موطن من

دگر بر روی لبهای خود ٬ آوایی ندارم

ایران ٬ ایران سرم روی تن من

نباشه گر که بیگانه بشه هم وطن من

——————————————————————–

خیلی دوستش  داشتم، خیلی خیلی زیاد…

ایران وطن من.

این متن عر بود اگه آهنگش رو با صدای مازیار گوش کنی که دیگه فنتستیک :)

ادامه ی نوشته

دسته هاروزنوشت ها

واسونک

۱۹ فروردین ۱۳۸۹ مدیر سایت ۱ دیدگاه

به بهانه شیراز رفتنم تصمیم گرفتم چند تا آهنگ و مطلب راجع به واسونک براتون انتشار بدم …

واسونک رو دوست دارم . واستا، نرو …

واسونک ترانه‌ای است که مردی را وا می‌ایستاند. قدقامتی‌ست برای یک مرد از زبان زنی دلبسته‌ی زندگی که جرئت خواندن ترانه را داشته باشد تا با ترفندی به مرد بگوید:

«واستا، بذار برات اینو بخونم.» یا نه، می‌گوید: «وامی‌ستونمت که نری.»

ادامه ی نوشته

دسته هاروزنوشت ها

تلویزیون

۱۹ فروردین ۱۳۸۹ مدیر سایت ۸ دیدگاه

قال المیلاد:   تلویزیون وسیله ای است که اگر بچه زر زر و جستونک  نمود او را خفه میکند

همه رفته بودن مهمونی من مونده بودم و یه مهد کودک.

خدا پدر تلویزیون رو بیامرزه

جاتون اصلا خالی نبود.

دسته هاروزنوشت ها

فروهر

۱۸ فروردین ۱۳۸۹ مدیر سایت ۳ دیدگاه

فروهر نیرویی است که اهورمزدا برای نگاهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتوآن پایداراست.

ادامه ی نوشته

دسته هاروزنوشت ها

مگه تموم عمر چند تا بهاره ؟

۱۲ فروردین ۱۳۸۹ مدیر سایت ۶ دیدگاه

مگه تموم عمر چند تا بهاره؟ تا حالا به این فکر کردی؟ چند تا بهار رو لمس کردی ؟

فکر کنم وقتشه تو هم از پیله در بیای

پروانه ها در میان شکوفه ها زیبا ترند

مگه تموم عمر چند تا بهاره

باقی مونده جز مختصری نیست

ادامه ی نوشته

دسته هاروزنوشت ها

من که میدانم

۱۴ اسفند ۱۳۸۸ مدیر سایت ۱۰ دیدگاه

من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا ، سرگرم بزم هستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد

پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم ، پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست
من که میدانم اجل ، ناخوانده و بی دادگر
سرزده می اید و راه فراری نیست نیست
پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟

من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد
نوبتِ خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد
پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟
پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟

ادامه ی نوشته

دسته هاروزنوشت ها

مجموعه طرح و نقش ۱ . ۲ . ۳

۱۴ اسفند ۱۳۸۸ مدیر سایت ۱ دیدگاه

کاملترین مجموعه طرح و نقش ۱٫۲٫۳ که شامل بیش از ۷۱۰۰ طرح و نقش آماده و قابل ویرایش در انواع نرم افزارهای گرافیکی است . فایلهای وکتوری امروزه محبوبیت زیادی بین طراحان و گرافیست ها پیدا نموده و این به خاطر عدم افت کیفیت در هنگام چاپ با هر ابعادی از طرح مورد نظر می باشد.

این مجموعه شامل بیش از چهار گیگابایت طرح و نقش در زمینه :

گل و مرغ ؛ کادر ، حاشیه ، تذهیب ، بافتهای مذهبی ، طرح های اسلیمی  و … است .

جهت دانلود رایگان این مجموعه بر روی لینک هر مجموعه کلیک کنید

ادامه ی نوشته

ندای وظیفه من (My call of Duty)

۵ اسفند ۱۳۸۸ مدیر سایت ۹ دیدگاه

پس از دریافت کارت گرانبهای پایان خدمت ضرورت وظیفه (آش خوری) بر آن شدم تا پستی راجع به علایم و سلسله مراتب نظامی برایتان بنویسم.

ادامه ی نوشته

دسته هاروزنوشت ها

کوچه

۲۶ بهمن ۱۳۸۸ مدیر سایت ۶ دیدگاه

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
کوچه ها همیشه با خاطرات کودکی و جوانی ما پیوندی نا گسستنی داشته اند و چه زیبا قلم زده است فریدون مشیری شاعر توانای معاصر ما یک کوچه و یک خاطره را

ادامه ی نوشته

دسته هاروزنوشت ها

گور بابای ولنتاین! من سپندارمذگان دارم.

۲۴ بهمن ۱۳۸۸ مدیر سایت ۲۰ دیدگاه

جشن اسپندگان یا اسفندگان یا سپندارمذگان یکی از جشن‌های ایرانی است که امروز ایرانیان آنرا در ۲۹ بهمن تقویم رسمی ایران (۵ اسفند تقویم ایرانی کهن) برگزار می‌کنند. در این روز مردان به همسران خودهدیه می‌دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند.این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید. این جشن هیچ ارتباطی به والنتاین ندارد.

ادامه ی نوشته

دسته هاروزنوشت ها